ابزار رایگان وبلاگ

window.addEvent('domready', function() { var myMenu = new MenuMatic(); });

جاذبه های توریستی شهمیرزاد( جاذبه ها وچشم انداز طبیعی،انسانی ،اقتصادی،مذهبی و…..)

۱) جاذبه ها و چشم انداز طبیعی :

الف: اقلیم و آب و هوا :

نه تنها درکشور پهناوری چون ایران می توان تنوع اقلیمی را دریک فصل از سال در نقاط مختلف آن مشاهده نمود بلکه در منطقه ای به وسعت استان سمنان که از یکسو به رشته کوه ها ی سربه فلک کشیده البرز و از سوی دیگر به دشت پهناور کویر گسترش دارد نیز می توان در نواحی مختلف آن شرایط اقلیمی متفاوتی را مشاهده کرد.بنابراین در استان پهناور سمنان با اقلیم گرم و خشک کویری به خرده اقلیم هایی برخورد می کنیم که در جای خود قابل توجه و تامل است.یکی از مناطق خوش آب و هوا و ییلاقی استان سمنان شهر شهمیرزاد و حومه آن می باشد که با آب و هوای سرد و نیمه مرطوب زمستانی و ملایم و مطبوع تابستانی جایگاه برجسته ای در سطح استان و کشور دارد.

از نظر اکولوژیکی عامل ارتفاع در مقابل شرایط خشکی و افزایش دما نقش تعدیل کننده ای دارد، بدین ترتیب که به ازای هر ۱۰۰۰متر افزایش ارتفاع به طور متوسط ۶ درجه سانتیگراد دمای هوا کاهش می یابد. از سوی دیگر با وجود ارتفاعات، رطوبت موجود در هوا متراکم گشته و پس از صعود در ارتفاعات و تشکیل ابر فرایند بارش شکل می یابد .در کشور ایران بیش از ۳۰۰شهر در نواحی کوهپایه ای با ارتفاع ۲۱۵۰- ۹۰۰متر از سطح دریا واقع شده اند که حاکی از مساعدت شرایط زیستی ،محیطی ،طبیعی این نقاط ارتفاعی است بنابراین هر چه ارتفاع یک مکان نسبت به سطح دریا بالاتر باشد میانگین دمای هوا کمتر و میانگین بارش بیشتر خواهد بود. ارتفاع شهمیرزاد از سطح دریا ۲۱۰۰ متر می باشد نتیجه اینکه اثرات متقابل شرایط ارتفاعی و دما و رطوبت بر یکدیگر در چشم انداز طبیعی و زیستی شهر شهمیرزاد نمودی مشخص و چشمگیر دارد . مناطق کوهستانی و بلند دارای دمای معتدل تر و از بارش باران و برف  بیشتری نسبت به مناطق پست و هموار مجاور هم عرض خود برخوردارند.

در اغلب موارد عوامل اصلی حرکت های توریستی و گردشگری یک منطقه را درجه حرارت و ریزش های جوّی تشکیل می دهد این دو عامل در صنعت توریسم بیش از میزان ساعات آفتابی و میزان رطوبت و ساعات ابری اهمیت دارد.در اغلب شهر های بزرگ تراکم بیش از حد جمعیت و انواع آلودگی ها به خصوص آلودگی هوا، آلودگی صوتی و ….مردم اینگونه شهرها را به حومه نشینی یا سکونت به دور از شهر خود به خصوص مناطق خوش آب و هوا تشویق می کند.در چند دهه اخیر در کشورهای توسعه یافته و اخیرا در کشورهای درحال توسعه حرکت جمعیت از شهر های بزرگ به مکان ها و شهرهای کوچک تر یا روستاها و یا مناطق خوش آب و هوا آغاز شده است  و پدیده شهر گریزی را به وجود آورده است.بنابراین به دلیل آب و هوای سالم کوهستان شهرهای ییلاقی نه تنها مورد توجه گردشگران قرار گرفته اند بلکه به محل تجمع بازنشتگان مرفه و غیره …تبدیل شده اند.

با توجه به نقش ارتفاعات در کاهش دما (به ازای هر ۱۰۰۰متر افزایش ارتفاع ۶ درجه سانتی گراد کاهش دما) نواحی کوهپایه ای البرز مانند شهمیرزاد از دمای هوای کمتری نسبت به مناطق پست و هموار مجاور خود برخوردارند .نظر با اینکه شهمیرزاد در ارتفاع ۲۱۰۰ متر از سطح دریا قرار دارد دارای میانگین دمای کمتری نسبت به مناطق پست و هموار مجاور خود می باشد. این موضوع را می توان با مقایسه چند شهر با عرض جغرافیایی مشابه ولی با ارتفاع متفاوت بهتر لمس نمود.

با اینکه شهمیرزاد در عرض جغرافیایی۳۵/۴۶ درجه شمالی با ارتفاع ۲۱۰۰  متر از سطح دریا دارای میانگین دمای سالانه ۸/۳ درجه سانتی گراد می باشد ،شهر تهران با عرض جغرافیایی ۳۵/۴۱ درجه شمالی با ارتفاع ۱۱۹۰ متر از سطح دریا میانگین دمای سالانه آن به ۱۶/۷درجه سانتی گراد و شهر سمنان در عرض۳۵/۳۳ درجه شمالی با ارتفاع ۱۱۴۰ متر از سطح دریا که در فاصله ۲۴ کیلومتری جنوب شهمیرزاد قرار دارد میانگین دمای سالانه آن به ۱۷/۷ درجه سانتی گراد می رسد. نتیجه اینکه اگر چه شهر های نامبرده از نظر عرض جغرافیایی با شهمیرزاد تقریبا یکسان  هستند،لیکن نوساناتی از نظر افزایش میانگین دما ی  سالانه که در اثر کاهش ارتفاع بروز نموده است از خود نشان می دهند که حاصل آن اختلاف میانگین دمای سالانه شهمیرزاد با تهران ۸/۴ و با شهر سمنان ۹/۶ درجه سانتی گراد می باشد.

بنابراین میانگین دمای سالانه شهر شهمیرزاد ۸/۳ درجه سانتیگراد،میانگین دمای گرمترین ماه سال یعنی تیر ۲۱ درجه سانتیگراد ،میانگین دمای سردترین ماه سال یعنی دی ۴- درجه سانتیگراد می باشد این در حالی است که در سمنان و تهران به ترتیب میانگین دمای گرمترین ماه سال یعنی تیر ۳۱ و ۳۲/۴ درجه سانتی گراد و میانگین دمای سردترین ماه سال یعنی دی به ۳/۶ و ۳/۴ درجه سانتی گراد افزایش می یابد..

دامنه تغییرات میان حداقل ها و حد اکثر های مطلق نیز در مطالعات اقلیمی هر منطقه مهم است بنابراین حداقل مطلق دما در سردترین ماه سال ۱۶- درجه سانتیگراد و حداکثر مطلق دما در گرمترین ماه سال ۳۴درجه سانتیگراد می باشد در نتیجه دامنه تغییرات میان حداقل و حداکثر مطلق دما در ایستگاه شهمیرزاد به ۵۰درجه سانتیگراد می رسد

آب و هوای کوهستانی نه تنها یکی از پتانسیلهای مهم توریستی محسوب می شود، بلکه از سوی دیگر خواص درمانی کلیمایی کوهستان نیز حائز اهمیت است.

در کوهستان ها تغییرات درجه حرارت زیاد و ممکن است تا ۴۰ درجه سانتیگراد برسد و این تغییرات باعث تحریک و تهییج اندام انسانی می شود.

هوای کوهستان تقریبا از ۶۰۰ متر به بالا صاف است و در ارتفاع بیش از ۱۰۰۰ متری خلوص آن کامل می گردد یعنی در این ارتفاع هوا صاف و عاری از هر گونه میکروب ، مواد ایجاد کننده آلرژی (حساسیت) و گرد و غبار می باشد.

درختان سوزنی برگ در این ارتفاعات به خوبی رشد می کنند و در اندام خود جوهر تریانتین اندوخته دارند و از نظر پزشکی تنفس در این محیط برای مسلولین مفید می باشد.

از ارتفاع ۱۷۰۰ متر به بالا در اثر کاهش فشار جو دستگاه سمپاتیک پی در پی تحریک می شود و باعث ترشح آدرنالین می گردد و در این صورت قدرت گلبول سازی طحال بالا می رود و تعداد گلبول های قرمز در خون افزایش می یابد که این امر برای افراد کم خون مفید می باشد و در صورتی که شخص ۲۰ روز در کوهستان اقامت کند تولید گلبول قرمز به حداکثر می رسد.

آب و هوای کوهستانی باعث بالا رفتن متابولیسم یا سوخت و ساز بدن می شود و اشتها را بالا برده و گلیکو ژن کبد و عضلات را پایین می آورد و در کاهش قند خون موثر است . سرمای کوهستان روی اندام انسانی تاثیر می گذارد و باعث افزایش مقاومت در مقابل خستگی ، تقویت اعصاب و بالاخره سبب بهتر شدن وضع روحی شده و سلامتی و شادابی به انسان می بخشد.به خاطر آب و هوای کوهستانی در بعضی از کشورهای پیشرفته استراحتگاههایی در ارتفاعات ساخته اند که افراد مریض پس از مرخص شدن از بیمارستان دوره نقاهت خود را در این استراحتگاهها به سر می برند که در بهبود سریع بیماران موثر بوده و از نظر روحی توانبخش می باشد.

منطقه مرتفع و کوهستانی شهمیرزاد از دیر باز به عنوان منطقه ییلاقی نقش فراغتی و استراحتگاهی داشته است و امروزه نیز این مسئله با روند شدیدی در اشکال جدید قابل رویت بوده که احداث منازل ییلاقی و ویلایی در طیف وسیع در محدوده شهمیرزاد از آن جمله است این منازل عموما دارای ارزش فصلی بوده و فقط در فصول بهار و تابستان مورد استفاده قرار می گیرند به طوری که جمعیت ۸۰۰۰ نفری زمستان در فصول بهار و تابستان به حدود ۳۰۰۰۰نفر می رسد.

ب :پوشش گیاهی:

پو شش گیاهی هر منطقه متاثر از عوامل متعددی چون آب و هوا(دما و بارش)،ارتفاع منطقه،نوع و جنس خاک، جهت قرار گرفتن در معرض تابش آفتاب ،شیب زمین ،میزان رطوبت هوا و همچنین تاثیر حیات وحش بر اکوسیستم می باشد بنابراین پوشش گیاهی را می توان مهمترین شاخص تعیین کیفییت و استعدادهای طبیعی یک منطقه دانست.اهمیت پوشش گیاهی به اندازه ای است که تخریب آن ،فرایند زندگی را دچار آسیب کرده و در نهایت به مرگ موجودات زنده می انجامد چون اساس زیست کره و زنجیره غذایی پوشش گیاهی است.

رویش گیاهی هر منطقه با شرایط اقلیمی خصوصا رژیم بارشی آن ارتباط نزدیکی دارد ، در نتیجه رویش گیاهی شهمیرزاد قبل از هر چیز به میزان بارش آن یعنی حدود ۳۰۰ میلیمتر ارتباط دارد . شهمیرزاد به واسطه داشتن اقلیم مناسب، شرایط توپوگرافی خاص  و منابع آب کافی و بارش مناسب دارای پوشش گیاهی قابل توجهی می باشد.

پوشش گیاهی به ویژه درختان تنومند و خاص ، امروزه از جمله مهمترین و زیبا ترین جلوه ها و چشم اندازهای طبیعی و یکی از جاذبه های بی نظیر گردشگری و توریستی می باشد و امکانات مناسبی برای گذران اوقات فراغت مردم به شمار می روند چرا که سرسبزی پوشش گیاهی ، لطافت هوا همراه با آبهای جاری و روان چشم انداز بدیع و زیبایی را پدید می آورند که در ذهن هر گردشگر  نقش می بندد.

پوشش گیاهی نه تنها موجب منظر سازی و زیبایی شهر در فصول چهار گانه می گردد(در طول فصول بهار و تابستان به واسطه سرسبزی و در طول فصل پاییز به واسطه خزان، رویت آن دلپذیر است) بلکه در فصل تابستان اشجار کهنسالی چون گردو ،چنار، تبریزی مانند چتری سایه گستر شهر بوده و موجب تلطیف هوا به وسیله عمل فتوسنتز و تعادل بخشیدن به شرایط آب و هوایی شهر  گشته و پناهگاهی برای مسافران گریزان از گرمای طاقت فرسای تابستان می باشد.(۱)

.از نظر پوشش درختی و گیاهی شهمیرزاد دارای باغات سرسبز و پربازده چه درداخل و چه در اطراف شهر هرجا که شیب زمین و جنس خاک اجازه داده است  می‌‌باشد. مهمترین درختان این باغات شامل گردو،بادام، سیب و آلو می‌‌باشد.

جیمز بیلی فریزر نویسنده و جهانگرد در دوره قاجار در کتاب خود شهمیرزاد را با توجه به پوشش گیاهی چنین وصف می کند: :……در میان آن بیشه های پر از درختان میوه و گردو و چنار و زبان گنجشک و درختان تناور ،گرداگرد ما بیشه ای با شکوه بود با آب های درخشان ،پرّان و لرزان و ریزان که بهشتی ایرانی پدید می آورد.

از درختان معروف و بسیار مثمر باغات شهمیرزاد، درخت گردو است.سن تعدادی از این درختان گردو به قول گروهی از باغداران به دو هزار سال و محیط ریشه وساقه آن نیز به ۲۵ متر و قد آن به ۳۰ الی ۴۵ متر می رسد .شاخه های زیبا و انبوه آن گویی چون دستان انسانهایی است که به سوی آسمان بلند شده و ابرها را به شهادت می طلبد ،گره هایی که بر تنه درختان گردو دیده می شوند سن این درخت را نشان می دهند.

 

***************************درخت کهنسال گردو

درخت گردو از اهمیت و تقدّس خاصی در شهمیرزاد برخودار است و با توجه به اهمیت اقتصادی و نقش مهم این محصول در وضعیت اقتصادی هر خانواده ، می توان گفت هر خانوارشهمیرزادی(حدود ۸۰%)به  شکل های مختلف مالکیت تعدادی از این درختان را دارا هستند و در اسناد و اوراق رسمی جدید و یا در بنچاق های قدیمی و دست نوشته جداگانه بر مالکیت این درخت توسط این افراد تاکید دارد.گاهی نیز سینه به سینه بدون وجود مدرک کتبی از نسلی به نسل دیگر این مالکیت منتقل شده است و اهالی نیز آن را پذیرفته اند،مثلا مردم می دانند این درخت گردو متعلق به شخصی خاص است که از جدّ پدری به او ارث رسیده است . گاهی ممکن است درخت گردو در باغ یا منزل مسکونی فردی قرار داشته ولی متعلق به شخص دیگر ی  باشد این نیز مورد احترام اهالی است.

محصول برداشت شده  هر درخت تنومند و چند ساله (۵۰ساله) گردوبه طور متوسط ۳۰ الی ۵۰ هزار و درختان کوچک تر ۲ الی ۱۰ هزار گردو  بوده است. درختان تناور و تنومندی نیز در شهمیرزاد دیده شده که تا ۱۲۰۰۰۰گردو محصول آنها بوده است.گردو انواع مختلفی دارد که از جمله می توان گردوی کاغذی ،بادامی،سنگی ،کوچ ،صندوقی و …….نام برد.

متاسفانه در سالهای گذشته به دلیل زیبایی و دوام چوب این درخت به شکلی بی رحمانه و نادرست تعداد زیادی از درختان تنومند و پرارزش این محصول توسط عوامل سود جو قطع و به نواحی مختلف کشور و حتی خارج کشور صادر گردید.(۲)

شهمیرزاد علاوه بر درخت گردو از حیث کاشت درخت بادام و میزان محصول دهی این درخت دارای استعداد زیاد و پرارزشی است .وجود درختان چند ساله بادام در گوشه و کنار و اطراف شهمیرزاد و در باغات ان گواه بر این مدعاست.گروهی از اهالی معتقدند که شهمیرزاد در دوره اسماعیلیان بر شیر قلعه و حاکمیت پیروان حسن صبّاح در این نواحی دارای باغهای بادام و درختان زیاد  این محصول پر ارزش بوده است. کشت انواع مختلف این درخت توسط پیروان حسن صبّاح در شهمیرزاد توسعه یافته و نتیجه مطلوبی را داشته است .

در ۱۰۰ هکتار از اراضی شرقی شهمیرزاد (متعلق به شرکت کشت و صنعت شهمیرزاد) طرح کشت درختان بادام به مرحله اجرا در آمد که این امر مسلما نتایج مفید و پر ارزشی برای این منطقه داشته است و می تواند چهره باغداری منطقه را عوض نماید .بادام نیز به عنوان یک محصول مهم صادراتی مورد توجه باغداران قرار دارد.(۳)در منطقه غرب شهمیرزاد نیز در کشت وصنعت کوهپایه کاشت و برداشت این محصول پر بازده در سالهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است.

در کنار درختان تناور گردو درخت آلوا ز مهمترین محصولات درختی بوده واز حیث کیفیت در ایران بی نظیر است و از منابع در آمد باغداران  نیز محسوب می گردد. قریب به ۸۵% باغات شهمیرزاد را درختان آلو پوشانده و سالانه در حدود ۷۰۰الی۸۰۰ تُن آلو شهمیرزاد به سایر استان های کشور به ویژه تهران و مازندران صادر می گردد . درختان آلو توسط باغداران در باغ های جدید هرس و یا به دلیل مساعد بودن خاک و استعداد منطقه جهت کاشت آن مقدار بسیار زیادی به شکل خودرو ،سر از خاک در آورده به طوری که اگر سالانه هرس آنان انجام نپذیرد باغ ها به شکل جنگلی از درختان آلو در خواهند آمد.

آلو انواع مختلفی دارد از جمله: اَنگری(هَنگِری) گَو چَش،سُتُو،تیز تُک و …………که نوع اُنگری مرغوب ترین آن به شمار می رود .در بین اهالی معروف است که آلو با سرمای شبهای اواخر تابستان و پاییز رسیده شده و آماده برداشت می گردد.به همین جهت از اواسط شهریورماه تا آواخر مهرماه هر سال با تلاش باغداران پس از جمع آوری آلو و کندن پوست آن با شرایطی خاص خشک گردیده و آماده عرضه به بازار می گردد. خشک کردن آلو  شکل سنتی دارد و عموما بانوان پوست نازک آلو را کنده و آنگاه بر روی توری های سیمی قرار داده و به تدریج در معرض هوای آزاد و آفتابی جهت خشک شدن قرار می دهند.(۴)

از درختان مثمر دیگر در شهمیرزاد  می توان به درخت سیب با انواع محلی اَلمِتی ، شترک در گزین تخم و سیب سرخ و گلابی باانواع قوچ،شهمیری،گنده ران،چینی و ملچی و انواع زرآلو ،فندوق،گیلاس،آلبالو،آلوچه،توت،سنجدو…….نام برد.از درختان غیر مثمر می توان به درخت تبریزی ،بید،ون(زبان کنجشک) وبید مشک اشاره کرد.(۵)

اما راجع به پوشش درختی و جنگلی اطراف شهمیرزاد باید اشاره کرد که رشته کوه های البرز با جهت غربی شرقی دارای دو دامنه شمالی و جنوبی می باشد.دامنه شمالی با شیب تند مشرف به دریای مازندران با بارش فراوان و دامنه جنوبی مشرف به نواحی داخلی ایران (دشت کویر)با بارش اندک است.بنابراین با توجه به شرایط اقلیمی ،بارش،دما، نوع خاک ، ارتفاع  و…..در دو دامنه شمالی و جنوبی پوشش درختی وجنگلی متفاوتی به چشم می خورد.در شمال شرق منطقه شهمیرزاد مرز استان سمنان بااستان مازندران در دامنه شمالی البرز در ارتفاعات بالای ۱۰۰۰ متر در ادامه جنگل های پهن برگ حاشیه دریای خزر (هیرکانی)  به  پوشش جنگلی مخلوط  پهن برگ از گونه های درختی ممرز،افرا، راش ،گردو ،بلوط و……..برخورد می کنیم که با توجه به فاصله از دریا و به دنبال آن کاهش بارندگی  گونه های درختی آن  نسبت به حاشیه نزدیک به دریا تُُنُک تر می شوند.

در دامنه های جنوبی رشته کوه البرز   در اطراف شهمیرزاد نیز با توجه به اقلیم نیمه مرطوب و بارش کم و ارتفاع خاص منطقه درختان خاصی به نام اُرس که از خانواده سرو می باشد،با فاصله و به طور تنک در ارتفاعات بالای ۸۰۰متری رویش دارند.این درخت در کلیه دامنه های جنوبی البرز از غرب به شرق قابل رویت است و هر چه از عرض کوه به سمت شمال حرکت کنیم تراکم آنها بیشتر می شود مانند ارتفاعات منطقه پرور که یکی از رویشگاه انبوه این درخت است.علاوه بر گونه درختی فوق گونه های دیگر ی چون پیرو،زرشک،مای مرز ،بادام وحشی ،زالزالک ،گردو،گلابی وحشی و………نیز در این جنگل دیده می شود.

منابع م ماخذ مورد استفاده پوشش گیاهی شهمیرزاد:

۱)صدفی علیرضا، امکان سنجی توسعه توریسم در شهمیرزاد، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی تهران ،خرداد ۱۳۷۳ 

۲)لاری محمد اسماعیل ،شهمیرزاد(بهشت کویر)،انتشارات محسن،چاپ اول ،مرداد ۱۳۸۴،صفحات ۱۳۷-۱۳۶

۳)منبع شماره ۲ صفحه ۱۴۲

۴)منبع شماره ۲ صفحه ۱۴۲

۵)مقصودی ،محمد یوسف _ نگاهی به شهمیرزاد _انتشارات اندیشه های گهر بار ،چاپ دوم ،۱۳۸۲ ،صفحه ۲۵

ج :موقعیت کوهستانی (کوهها و ارتفاعات)

از جمله جاذبه های طبیعی جلب مسافر و گردشگر در هر منطقه شرایط توپوگرافی و وجود ارتفاعات کوهستانی و دامنه های زیبای آن می باشد.

همزمان با فعالیت های کوهزایی آلپ – هیمالیابر اثر برخورد ورقه های سنگ کره هند و عربستان به ورقه ی اوراسیا موجب شده تا  قسمتی از رسوبات بستر دریا ی تتیس شروع به ارتفاع گرفتن و خارج شدن از بستر دریا کند، نتیجه اینکه حرکات کوهزایی دوره ترشیاری زمین شناسی  (حدود ۶۰ میلیون سال قبل)موجب پیدایش رشته کوههای البرز در شمال ایران و  از جمله   استان  سمنان گردیدکه  شهر شهمیرزاد نیز در دامنه جنوبی رشته کوه های البرز شرقی قرار گرفته است .

این شهر از شمال به ارتفاعات البرز منتهی می‌‌شود که این ارتفاعات مانند دیواره و سدی مستحکم نواحی کناره دریای خزر را از نواحی داخلی ایران از جمله شهمیرزاد جدا کرده است و ارتباط این منطقه با مناطق ساحلی دریای خزر فقط از طریق گردنه ها (بشم)و دره های رودخانه ها امکان پذیر است.این سلسله جبال دارای کوه ها و بازوهای فرعی چون کوه شیرقلعه،فیل کوه ،شیخ رضا و…… است که شهمیرزاد را مانند نگین انگشتری در خود گرفته اند .حداکثر ارتفاع  کوهستانی منطقه ۳۸۱۰متر در کنار روستای چاشم مربوط به قله نیزه وا می باشد . نتیجه اینکه از ویژگی های بارز شهمیرزاد که از لحاظ جذب گردشگر و توریسم می تواند با اهمیت تلقی گردد از یکسو قرار گرفتن آن در دامنه جنوبی رشته کوههای سر به فلک کشیده البرز و از سویی ارتفاع زیاد آن از سطح دریا یعنی قرار گرفتن شهر در ارتفاع ۲۰۵۰ متری می باشد.قرار گرفتن شهمیرزاد در دامنه جنوبی البرز با ارتفاع فوق ، خود از پتانسیل فراغتی و استراحتی فوق العاده ای برخوردار است چرا که گوناگونی مناظر طبیعی و زیستی ایران تحت تاثیر متقابل اقلیم و ناهمواری بر یکدیگر انجام می گیرد.

ارتفاعات کوهستانی البرز در هنگام زمستان که پوشیده از برف است برای گذران اوقات فراغت و تفریحات زمستانی آن از اهمیت خاصی برخوردار است.در فصل تابستان دامنه های کوهستان البرز با آب و هوای معتدل ، چشم انداز های طبیعی زیبا،چشمه سارها و……به نواحی تفریحی جاذب تبدیل می شوند.

نظر به اینکه راهپیمایی و کوهنوردی به صورت تفننی یک ورزش آسان و متداول است و ایرانیان غالبا آنرا با گردش بیرون شهر و پیک نیک روز جمعه توام می کنند و از طرفی در اطراف شهرها تعداد قابل توجهی از مردم در گروه های سنی مختلف را می توان دید که از جاده های کوهستانی بالا می روند در نتیجه ارزش و اهمیت توریستی این مواهب طبیعی یعنی کوهستان ها بر همگان آشکار می گردد.

متاسفانه زیربنای کافی برای توسعه راهپیمایی و کوهنوردی در دامنه های بسیاری از کوههای ایران به جز کوههای معروف اطراف شهرهای پرجمعیت مانند تهران آماده نیست . اما باید توجه داشت که امروزه کوهنوردی و راهپیمایی در سطح سیاحت داخلی جای خود را باز نموده است و توانسته به عنوان یکی از تفریحات مورد علاقه تعدادی از افراد عادی و ورزشکار و بالاخره طبقات مختلف در آید.هر چند در حال حاضر گروههای متعدد کوهنورد از شهرهای اطراف به سمت کوه های اطراف شهمیرزاد صعود می نمایند ولی همانطور یکه اشاره شد هیچگونه امکانات در مسیر راه هیچیک از کوهها و قله های اطراف منطقه وجود ندارد.

از طرفی تمام زیبایی و تنوع مناظر کوهستانی از نظر ژئومورفولوزی و زمین شناسی ،کار نیروی مخربی است که ما از آن به عنوان فرسایش یاد می کنیم. در طول هزاران سال چین خوردگی های یک شکل و فلات های صاف و هموار به سرزمین زیبای کوهستانی با برجستگیهای مشخص و متنوع ، با رشته هایی از ستیغهای دندانه دار تبدیل می شود و در آن صخره های جذاب ، دامنه های پرشیب ، دره های سرسبز و ……..به وجود می آید که می تواند مورد توجه زمین شناسان و زئومورفولوژیست ها برای مطالعات علمی قرار گیرد.

کوههای مرتفع و دامنه های جنوبی البرز که شهمیرزاد نیز در گوشه ای از آن قرار دارد به نوبه خود از زیباییهای خاصی برخوردار ند ، در سراسر این ناحیه چیزی جز سنگهای برهنه دیده نمی شود همه جا از صخره ها و تندآب ها ، ستیغ های برهنه و …… دیده می شود ، در دامنه های پرشیب آنها به ندرت علف های ضعیف روییده اند، شیب های خیلی ملایم از بوته های کوتاه پوشیده شده است و در دره ها و در طول چشمه ها بیشه ها ، بوته ها و ردیف درختان یافت می شود که پناهگاهی برای استراحت گردشگران و مسافران می باشد..

جدول مشخصات کوه‌های شهمیرزاد

ردیف نام کوه ارتفاع موقعیت جغرافیایی
۱ کوه نیزوا ۳۸۱۰ شمال شهمیرزاد و شمال‌شرق چاشم
۲ کوه چینگال ۳۴۶۸ شمال شهمیرزاد و شمال‌شرق چاشم
۳ کوه چیرود ۳۴۰۰ شمال شهمیرزاد
۴ سیاه‌کوه ۳۱۱۰ شمال‌شرق شهمیرزاد
۵ کوه کندره ۳۰۳۵ شمال‌شرق شهمیرزاد
۶ کوه شیخ رضا ۳۰۰۰ شمال‌شرق شهمیرزاد
۷ کوه شیر قلعه ۳۰۰۰ شمال‌غرب شهمیرزاد
۸ کوه بشم ۲۹۴۷ شمال شهمیرزاد
۹ کوه باقو ۲۸۷۵ شمال‌شرق شهمیرزاد
۱۰ کوه نسا ۲۵۳۰ شمال شهمیرزاد
۱۱ سفیدکوه ۲۵۱۲ شمال شهمیرزاد
۱۲ کوه مرغک ۲۴۱۰ غرب شهمیرزاد
۱۳ کوه نیزه ۲۳۴۵ شمال‌غرب شهمیرزاد

علاوه بر کوه ها و دامنه های مربوطه در اطراف شهمیرزاد به تپه ماهور های فراوانی برخورد می کنیم که دارای ارتفاع کم بوده ولی زیبایی قابل توجهی دارند.راس این تپه ها بریده بریده و به شکل گنبد در آمده اند. ستیغهای آنها پهن و دارای دامنه کم شیب می باشندود ر آنها صخره ها ،تند آبها و ……را کمتر می توان یافت. البته در بین آنها گودیها ی پهن و مسطح نیز قرار دارند و گاهی به وسیله دره های باریکی از یکدیگر جدا شده اند. با توجه به شیب ملایم و مقدار قابل توجه بارش در این محدوده ها پوشش گیاهی این تپه ها عموما استپ کوهی و کوهپایه ای می باشد..

منبع و ماخذ مورد استفاده در موقعیت کوهستانی  شهمیرزاد:

۱)صدفی علیرضا، امکان سنجی توسعه توریسم در شهمیرزاد، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی تهران ،خرداد ۱۳۷۳

د: چشمه سارها ، جویبارها و انهار :

یکی از مهمترین منابع طبیعی با ارزش که از نظر جلب توریسم حائز اهمیت است منابع آب یعنی رودخانه ها، چشمه سارها ،جویبارها و نهرهای پر آب جاری می باشد.

نظر به اینکه یکی از عوامل مهم و حیاتی ، در تکوین شهرنشینی منابع آب بوده و هست لذا شهر شهمیرزاد نیز در کنار این چشمه سار های جوشان و آب حاصله از آن که با توجه به شیب زمین و نیروی ثقل به صورت جویبار و انهار از شمال تا جنوب جاری است ، استقرار یافته است و به برکت آب حاصله از این چشمه سارها قابلیت زراعی یافته و تراکم فعالیت های انسانی در کنار چشمه سارها و انهار حاصل از آن در قالب مناظر زیبای طبیعی چون باغات مشجر مثمر و غیر مثمر و زمین های مزروعی آشکار گردیده است . وجود مناظر و چشم انداز های بدیع و مصفا که در اثر پیوند آب و گیاه بوجود آمده است موجب گردیده که در پایان هفته و روزهای تعطیل اطراف چشمه سارها و مسیر حرکت آب حاصل از آن ، محل گذران اوقات فراغت مردم استان و خارج استان قرار گیرد.

به طور کلی منابع آب هر منطقه به عوامل جغرافیایی و طبیعی مهمی چون شرایط توپوگرافی ،شرایط اقلیمی ،رژیم بارشی،شیب زمین ،جنس زمین،پوشش گیاهی و موقعیت جغرافیایی آن بستگی دارد  .که به طور مختصر به اثرات برخی از آنها در  مبحث شکل گیری منابع آبی شهمیرزاد اشاره  گردید.(۱)

تنها رود خانه کم آب و دائمی شهمیرزاد رودخانه چاکه است  که با جهت شمالی _ جنوبی در جهت شیب زمین از میان شهر عبور می کند . سرچشه  این رودخانه  ،چشه های کاهش ،ارشک ،هفت چشمه و………است که ضمن تامین آب آشامیدنی شهمیرزاد ،بسیاری از اراضی زراعی و باغی را  با روش خاص تقسیم آب ،مشروب  کرده و در نهایت در جنوب شهمیرزاد در زمین های آبرفتی فرو می رود.میزان آبدهی این رودخانه تابع نزولات جوی سالانه می باشد.در سال های اخیر در فصل غیر زراعی آب این رودخانه جهت ذخیره به سدهای شرکت کشت و صنعت شهمیرزاد هدایت می گردد.

**************************رودخانه چاکه

گاهی اوقات از  برخی از لایه های آبدار (آبخوان ها) به طور طبیعی آب به سطح زمین راه یافته و آب زیرزمینی در سطح زمین تخلیه می شود.اگر خروج آب از زیر زمین به صورت جریان متمرکزی باشد ،چشمه ایجاد می شود.

با توجه به اقلیم منطقه و میزان بارش متوسط سالانه حدود ۳۰۰ میلی متر به ویژه بارش  زمستانه که غالبا به صورت برف است موجب گردیده تا سراسر منطقه شهمیرزاد دارای چشمه های متعددی باشد .با توجه به اینکه آبهای فرو رو در منطقه شهمیرزاد و حومه آن از رسوبات آبرفتی یا دره های آبرفتی رودها ومسیل ها  چون تشکیلات شنی ،آبرفتی و آهکی و…..عبور می کنند آب چشمه سارهای شیرین ، گوارا و مطلوبی دارند.

حرارت آب چشمه سارهای فوق به طور معمولی نسبتا کم است و تقریبا مطابق حرارت متوسط سالانه منطقه ای است که چشمه در آن قرار دارد زیرا آبی که به آهستگی در بین طبقات قابل نفوذ مجاور سطح زمین فرو می رود حرارتی که برابر حرارت متوسط سالانه است را به دست می آورد بنابراین حرارت متوسط سالانه آب چشمه های مذکور تقریبا ۱۰ درجه سانتی گراد بالغ می گردد.

مهمترین چشمه های موجود در شهمیرزاد عبارتند از :شیخ چشمه سر ،هفت چشمه که هر دو نزدیک هم در شمال غربی شهر واقع هستند ودارای آبدهی نسبتا خوبی هستند و از شکاف سنگ های آهکی خارج می شوند . این دو چشمه دارای موقعیت خاصی می باشند به این معنی که آبهای نفوذی ارتفاعات گدوک پس از عبور از آهک های کربونیفر مخازن بزرگی در آهک های تریاس به وجود می آورند و چون در زیر  این آهک ها طبقات غیر قابل نفوذ وجود دارد لذا اب های نفوذی مذبور در برخورد با آنها در سطح زمین به صورت چشمه های کوچک و بزرگ ظاهر می شوند که به عنوان مثال می توان از این دو چشمه یاد کرد.(۲) میزان آبدهی این چشمه ها در طول سال به میزان بارش بستگی دارد.آب این چشمه ها علاوه بر تامین آب آشامیدنی ،در بستر رودخانه سرازیر شده و به مصرف کشاورزی و باغداری می رسد.چشمه های دیگر در کاهش و ارشک(نام دو مزرعه در بالا دست شهمیرزاد) سه چشمه و چشمه وره وار ،چشمه ویاندر ،چشمه ده صوفیان ،چشمه در کوچه،چشمه لاودار و چند چشمه دیگر در محله رودبار که مظهر آنها در داخل منازل اشخاص بوده و به نام صاحبان آن منازل ذکر می گردد که عبارتند از: چشمه محمد مهدی،چشمه ملا علی اکبر،چشمه حاج ذبیح الله،چشمه حاج شیخ عبدالکریم و چشمه های دیگری نیز در خیابان مصلی به چشم می خورد. میزان آبدهی چشمه های یاد شده به شرح زیر است.(۳)

ردیف          نام و مشخصات چشمه            دبی لیتر در ثانیه               ملاحظات

۱          قسمتی از چشمه شیخ چشمه سر

*          قبل از اینکه به هفت چشمه بپیوندد                    ۷۸

*          نهر قلعه را تشکیل می دهد.

۲         بقیه آب چشمه شیخ چشمه سر

*            و چشمه هفت چشمه                                  ۵۰۰

۳         سه چشمه کاهش جمعا                                   ۱۵

۴         چشمه ارشک                                                 ۱۳

۵        چشمه وره وار                                                   ۶

۶        چشمه ویاندر                                                    ۶

۷        چشمه ده صوفیان                                             ۱۲

*       ( مصرف ده صوفیان )

۸      چشمه لاودار                                                       ۱

۹      چشمه های رودبار که در منازل

*     اشخاص ظاهر  می شوند.                                      ۶

۱۰    چشمه هایی که زیر دست خیابان

*     مصلی ظاهر می شوند                                          ۴

۱۱    چشمه هایی که در کوچه

*      مازندران ظاهرمی شوند.                                       ۴

*     جمع کل آبدهی چشمه ها                                     ۶۴۵

(۴)

میزان آبدهی چشمه های فوق علاوه بر میزان بارش سالانه تحت تاثیر عواملی چون نوع بارش،زمان بارش و ارتفاع منطقه ای که چشمه ها در آن واقع شده اند قرار دارند بنابراین با توجه به اینکه از ارتفاعات کوهستانی البرز سرچشمه می گیرندبه دلیل تبخیر کم، بارش برف و دوام نسبی آن تا اوایل فصل گرم دارای دبی منظم تری هستند چرا که ذوب تدریجی برف امکان جریان آب را در زمان طولانی تر فراهم می آورد.

در کشوری با آب و هوای بری و خشک چون ایران و همچنین در استان پهناور و کویری چون سمنان که حدود دوسوم وسعت آن را دشت کویر در بر گرفته است ارزش تفریحی و گردشگری چشمه سارها،انهار، رودخانه ها و جویبارها بیشتر از قاره اروپا است ، چرا که در این مناطق چشمه سارها ، رودخانه ها و انهار امکان دیدن مناظر زیبا، استفاده از آب و هوای خنک ، سبزه و چمن، گذران اوقات فراغت و پیک نیک و استراحت و …….را برای گردشگران فراهم می آورد.

از آنجا که عموم مسافران و گردشگران در حاشیه چشمه سارها و چشمه ها و مسیر حرکت آب اطراق میکنند ، به همین دلیل آب و حاشیه اینگونه منابع طبیعی در معرض آلودگی از جانب گردشگران قرار می گیرد .(۵)

منابع مورد استفاده در چشمه سارها ، جویبارها و انهار:

۱)صدفی علیرضا، امکان سنجی توسعه توریسم در شهمیرزاد، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی تهران ،خرداد ۱۳۷۳ 

۲)لاری محمد اسماعیل ،شهمیرزاد(بهشت کویر)،انتشارات محسن،چاپ اول ،مرداد ۱۳۸۴،صفحه ۱۱۴

۳) مقصودی ،محمد یوسف _ نگاهی به شهمیرزاد _انتشارات اندیشه های گهر بار ،چاپ دوم ،۱۳۸۲ ،صفحه ۱۲

۴) همان منبع صفحه۲۰

۵) منبع شماره  ۱

 

ه – درخت چنار :

درخت تنومند چنار در مسیر خیابان ساری
ازجمله مناظر و جاذبه های دیدنی و گردشگری شهمیرزاد ، درخت چنار تنومندی است که جنب امامزاده یحیی (ع) قرار دارد و به قول بزرگان شهر بیش از ۱۰۰۰ سال قدمت دارد .این درخت در سالهای گذشته از طراوت و زیبایی و سرسبزی خوبی برخوردار بود،اما متاسفانه بدلیل بی مهری و بی توجهی مردم و مسئولین در سالهای اخیر شاخه های پرتراکم و انبوه آن ،جای خود را به شاخه های بسیارکم تراکم داده است و در صورتی که مردم و مسئولین به فکر ترمیم و حفاظت از درخت مذبور اقدامی ننمایند،در آینده ای نه چندان دور شاهد خشکیدن آن خواهیم بود.یعنی همان سرنوشتی که بر سر درختان چنار داخل شهر آمده ، بر سر این درخت نیز خواهد آمد.در گذشته نزدیک دو درخت چنار تنومند دیگر یکی در جوار مسجد اعظم دروازه و دیگری در جوار تکیه میدان در حال رشد و تکامل بودند که متاسفانه چنار دروازه به دلیل قدمت بالا و احتمال خطر شکستن و درخت جنب تکیه میدان بدلیل تعریض خیابان قطع گردیدند.
۲- جاذبه های تاریخی و فرهنگی (یادمانی)

جاذبه های تاریخی و فرهنگی به مجموعه آثار باستانی و دیدنی های تاریخی، اماکن مذهبی (مساجد و امام زادگان) وامثال   آنها گفته می شود که هزاران قدم جستجو گر را به سوی خویش فرا خوانده و هر گردشگر و توریست با دیدن این آثار ، خویش را در گذرگاه تاریخ یافته و مات و مبهوت در آثار گذشتگان به فکر فرو می رود،که در زیر مختصری از ویژگیهای اینگونه جاذبه ها خواهیم پرداخت.

در زمانهای بسیار دور در دامنه رشته کوههای البرز بناهایی با ویژگیهای تقریبا همانند احداث شده که در معماری سرزمین ایران حائز اهمیت فراوان است.این بناها به نام های دژ، قلعه و …. معروف شده اند و به دلایل گوناگونی چون سیاسی ، مذهبی در مکان های صعب العبور کوهستانی و در ادوار مختلف ساخته و مورد استفاده قرار گرفته اند که معرف نوعی از معماری اصیل ایران باستان و فرهنگ اسلامی هستند در شهمیرزاد دو قلعه به نام های قلعه شیخی و شیر  قلعه و یک دژ به نام دژ وهل وجود داشته است که در حال حاضر بدلیل بی توجهی فقط آثار خرابه های شیر قلعه و دژ وهل را می توان مشاهده نمود و از قلعه شیخی نیز اثری نیست.(۱)

الف )شیر قلعه:

در دو کیلومتری شمال غربی شهمیرزاد در کنار درّ ه ای سرسبز و خرم شیخ چشمه سر یا شیر قلعه ، بر فراز کوهی نسبتا بلند و صخره ای، آثار قلعه کهنه و قدیمی به چشم می خورد . بنای شیر قلعه از شمال مشرف بر مسیل و دامنه پرتگاه بسیار صعب العبور ی ساخته شده است ، قسمت شمالغربی بر روی شیب نسبتا تندی ساخته شده و قسمت غربی آن نیز بر دامنه صخره ای بنا شده است ، اما دیواره جنوبی و درب ورودی آن بر دامنه تپه ای شنی با شیب تند استوار است ، به هر حال بر حسب این که صخره های کوه فرو رفتگی و بر آمدگی دارد بنای قلعه و دیواره های آن نیز به تبعیت از آن دارای طرح کاملا منظمی نیست ، بنابراین می توان آن را به صورت چند ضلعی نامنظم دانست.

ضخامت دیواره قلعه نیم متر و برج هایی مدوّر به منظور دیده بانی در اطراف قلعه و بر روی دیواره ها ساخته شده اند که قطر این برجها به دو متر می رسد.(۲)

قلعه دارای ۷ برج بوده ( در سمت شمال و شرق ۴ برج و در سمت غرب ۳ برج ) که در سمت جنوب ، درب ورودی قلعه به ارتفاع تقریبی ۱/۵ متر قرار دارد و دارای سقفی هلالی است ، در سمت غربی قلعه نیز درب دیگری به ارتفاع تقریبی ۲ متر دیده می شود . آن چه که قابل توجه است این است که با وجود صخره های سخت و صعب العبور در کنار درب ها ی ورودی قلعه و مشکلات عبور و مرور ، مسلما فقط افراد قادر بو ده اند داخل قلعه مزبور شوند و چهارپایان می بایست در خارج  از قلعه نگهداری می شدند.این مسئله از لحاظ ایمنی به نفع افراد قلعه نبوده است و مصلحت نیز اقتضا نمی کرد و گمان بر آن است با تخریب قلعه وضعیت درب های قلعه و راههای ورودی آن نیز تغییر یافته باشد.

در حال حاضر از دیواره های اصلی قلعه ، دیواره غربی و شمالغربی آن سالم مانده و دیواره های شمالی و شرقی آن نیمه ویران است . در ساختمان شیر قلعه از سنگ های صخره ای همان کوه و ساروج استفاده شده و به علت آن که بخش داخلی قلعه ویران است نمی توان به درستی از نقشه آن، آگاه شد ولی در ضلع جنوبی آن آثار اتاق کوچکی به چشم می خورد ، درب ورودی قلعه از سمت جنوبی که امروزه به صورت یک مدخل بسیار کوتاه و تنگ و صعب العبور می باشد از قطعه سنگ های صاف و کوچک ساخته شده است ، به طوری که برای ورود یا خروج از آن باید بدن را تا کمر خم کرد. در پایین کوهی که شیر قلعه بر بالای آن ساخته شده ، در کنار رود شیخ چشمه ، اتاقکی مدور با مصالحی نظیر مصالح به کار رفته در ساختمان قلعه ، ساخته شده که به احتمال زیاد محلی جهت برداشت آب و انتقال آن به قلعه بوده و این اتاقک را به قلعه مرتبط می ساخته است.

دلایل نامگذاری این قلعه از نظر اهالی متفاوت اظهار گردیده است:

گروهی معتقدند چون در ساختن این قلعه از شیر در تهیه ملاط و  استحکام قلعه استفاده کرده اند به این خاطر به این اسم نامگذاری و معروف شده است.

گروهی دیگر نظرات مختلف را بیان می کنند :آقای عباس شکیبا زمانی ( معلم بازنشسته آموزش و پرورش) نقل می کند «در گذشته در قسمت جنوبی (در کنار درب و مدخل ورودی قلعه ) بر روی صخره ای ، تصویر شیر خوابیده ای حکّ شده بود که نگاه شیر حکّ شده به سمت دربند و مدخل ورودی شهر از جانب قومس و سمنان بوده ،به این دلیل نام قلعه را شیر قلعه گذاشته اند»(۳)

قرن سوم الی هفتم هجری دوره شکوفایی احداث اینگونه بناهاست، چرا که وضعیت سیاسی، به علت نهضت های گوناگون چون اسماعیلیان باعث به وجود آمدن بسیاری از این قلاع به ویژه در دامنه رشته کوههای البرز شد.نوشته های مورخین حکایت از آن دارد که در قرن های پنجم الی هفتم هجری حدود یکصد قلعه یا دژ در اختیار فرقه های اسماعیلیان بوده است. بقایای این قلاع را امروز به صورت ویران و نیمه ویران از الموت قزوین تا ناحیه کومس(دامغان) که به قلاع اسماعیلیان معروف شده اند، می توان مورد مطالعه قرار دارد. احداث برخی این قلاع را به تابعیین و پیروان فرقه مذهبی اسماعیلیان نسبت می دهند.

در تاریخ قومس آمده است که شیر قلعه شهمیرزاد یکی از پناهگاه های مستحکم اسپهبدان طبرستان بوده است.

در کتاب آثار تاریخی سمنان می خوانیم که شیر قلعه شهمیرزاد یکی از پناهگاه های اسماعیلیان در این ناحیه بوده است . در کتاب قلاع اسماعیلیه آمده است که شیر قلعه شهمیرزاد از آثار دوره اسماعیلیه است .

در فرهنگ جغرافیایی ایران از دو قلعه قدیمی که در شهمیرزاد بنا گردیده است نام برده شده است.(۴)

شگغتی های ساختمان این قلاع بسیاری از محققان را بر آن داشت تا معماری و ویژگی های آن را مورد بررسی و تحقیق قرار دهند . در این زمینه گروههای مختلف بررسی و کاوش ایرانی و خارجی در دامنه رشته کوههای البرزبه بررسی پرداختند و در باره بسیاری از این قلاع از الموت تا ناحیه کومس ، تحقیق کردند و نتایج تحقیقات خود را انتشار دادند. در این مقوله قلعه هایی  که در ارتفاعات البرز در ناحیه کومس واقع شده و کمتر در باره آن اطلاعاتی منتشر شده است و هم چنین در کتب تاریخی و متون قدیمی نامی از آن برده نشده به طور اجمال معرفی می شود. (۵)

قلعه بر فراز صخره ای ساخته شده که از سه طرف بر پرتگاههای خطرناک مشرف است، به طوری که قسمتی از دژ بر قله صخره و دیگر قسمت های آن در سراشیبی کوه جا دارد . به این ترتیب که معمار یا معماران قلعه ، با توجه به وضعیت شیب دار طبیعی کوه، قلعه را نیز هماهنگ با آن احداث کرده اند . نقشه شیر قلعه به علت وضعیت طبیعی صخره دارای طرح منظمی نیست و سازنده ، به دلیل وضع طبیعی صخره ، قلعه را به صورت ۷ ضلعی نامنظم ساخته است.

شیر قلعه دارای دو درب ورودی است که در اضلاع جنوبی و شرقی قرار گرفته اند . ضلع شمالی قلعه ۱۷/۵۰ متر و ضلع جنوبی ۱۴/۲۰ متر و ضلع شرقی ۱۰تا ۲۰ متر و اضلاع غربی آن ۸/۶۰ متر و ۸/۲۰ متر و۱۰/۵۰ متر طول دارند . در چها گوشه قلعه چهار برج مدور احداث شده که از نظر اندازه با هم مساوی نیستند. قطر برجهای شمالی ۲/۷۰ متر و برجهای جنوبی ۳/۳۰ متر است. در قسمت جنوبی و شرقی قلعه نیز دو برج نیم دایره قرار گرفته که اندازه های آن با هم متفاوت است . ارتفاع برجها از سطح صخره حدود ۲ متر است که بدون شک به هنگام آبادانی بیش از این بوده است.

داخل قلعه اتاق های متعددی وجود دارد که برای سکونت ، ذخیره آذوقه و انباری به کار می رفته است. متاسفانه به جز یک اتاق در جبهه جنوبی همه اتاق ها ویران شده و بدون کاوش نمی توان از چگونگی نقشه و تاسیسات داخلی قلعه و اضلاع آن اطلاع کافی به دست آورد . به نظر می رسد که ابعاد اتاق ها ۲/۷۰×۳/۷۰ متر یعنی به شکل مستطیل بوده است . مصالح ساختمانی قلعه قلوه سنگ و گچ است که در معماری نهایی ساختمان قلعه ، اعم از برج و بارو ، اتاق ها و دیوارها به کار رفته است.

لازم به یاد آوری است که آب مورد نیاز این گونه قلاع، عموما به وسیله چشمه ها، قنات ها و رودخانه ها تامین می شده است . در شیر قلعه شهمیرزاد با احداث بنایی شبیه برج در پای شیر قلعه و ایجاد پله های مارپیچی نظیر پله های مناره  مساجد، آب مورد نیاز را به داخل قلعه می رساندند. در پای شیر قلعه شهمیرزاد چشمه های متعددی مانند هفت چشمه و شیخ چشمه در جریان بوده که آب مورد نیاز قلعه را تامین می کرده است.(۶)

بررسی سطحی داخل و اطراف قلعه ، منجر به جمع آوری تعدادی سفالینه بدون لعاب شده که زمان ساخت آنها به حدود قرون ۶-۴ هجری قمری باز می گردد.

ویژگی های معماری شیر قلعه همانند بسیاری از قلاع دیگر دامنه ارتفاعات البرز است . وضعیت قرار گرفتن برج و بارو ، مصالح و دیگر خصوصیات ساختمانی در اغلب این قلاع یکسان است. برای مثال می توان قلاع سارو در شهر سمنان و کافر قلعه سنگسر را نام برد که از بعضی جهات با معماری شیر قلعه وجه مشترک دارد .

همان طوری که گفته شد ، قرون سوم تا هفتم هجری دوره ای است که کشمکش های سیاسی در منطقه کومس جریان داشته و نهضت اسماعیلیان نیز یکی از جریان های سیاسی – مذهبی بوده است . بنابراین برای برتری نظامی ، در اختیار گرفتن یکی از این قلاع امتیاز بزرگی برای پیشرفت جنگی به شمار می رفته است .گرچه در متون و کتب قدیمی نامی از شیر قلعه شهمیرزاد دیده نمی شود ولی با مقایسه آن با دیگر قلاع شناخته شده از نظر خصوصیات معماری به نظر میرسد که احداث شیر قلعه بین قرون ۵ و۶ هجری صورت گرفته و زمانی در دست اسپهبدان طبرستان بوده و به هنگام قدرت اسماعیلیان در اختیار آنان قرار گرفته است.(۷)

ب) قلعه شیخی :

قلعه شیخی تقریبا در مرکز شهمیرزاد و در ارتفاع یکصد متری از سطح شهر روی صخره های طبیعی ساخته شده است . شکل قلعه مستطیل است و در چهار گوشه آن ۴ برج مدور و در ضلع غربی دره یک برج نیم دایره بنا شده است .

تنها در ورودی بنا،در جبهه جنوب غربی قلعه است . در اطراف قسمت داخلی قلعه اتاقها و تاسیسات قلعه قرار گرفته که عمدتاً شکل مستطیل دارد . ارتفاع دیواره های قلعه در حال حاضر ۲ متر است ولی بنظر میرسد که قبل از ویرانی در گذشته دارای ارتفاع بیشتری بوده است.

مصالح ساختمانی به کار رفته در قلعه شیخی ، قلوه و تخته سنگ است که در تمامی بنا ، پی بنا ، دیواره ها و برجها  به کار رفته است.

در پایه قلعه ویرانه های بنایی معروف به امام زاده شیخ به چشم می خورد که تنها درب کنده کاری شده آن حکایت از قدیمی بودن بنا دارد . با توجه به نوع کنده کاری درب و کتیبه های روی آن می توان بنای امامزاده را متعلق به دوره ایلخانی دانست.

خصوصیات معماری شیخ قلعه و شیر قلعه یکسان نیست و با توجه به نحوه معماری و همچنین موقعیت جغرافیایی آن بنظر می رسد که در قرون دهم الی دوازدهم هجری یعنی دوره صفویه برای استفاده اختصاصی حکمرانان منطقه کومس ساخته شده باشد.

آقای پروفسور کلایس احداث شیخ قلعه را به زمان اسماعیلیان نسبت می دهد و آن را یکی از پناه گاه های اسماعیلیان در منطقه شرقی در دامنه کوههای البرز می داند.

در رابطه با قلعه شیخی در جای یگر آمده است که این قلعه از نظر ساختمان به دوران های خیلی دور می رسد و آن طوریکه در بین اهالی این شهر شایع است در دوره حمله ترکمانها ساخته شده است و از طرفی چون دارای سوراخ هایی است که می توان گفت از اسلحه گرم استفاده می شده ، به دورن های نزدیک می رسد اما به طور دقیق نمی توان گفت چه کسانی و در چه دوره ای ساخته شده است(۸).قلعه شیخی بدلیل لطمات ناشی از عدم توجه سازمان میراث فرهنگی  و گذشت زمان و بروز فرسایش شدید و حفاری های متعدد و …..کاملا تخریب شده است.

ج)دژ وهل:

در شمالغربی شهمیرزاد یک رشته کوه تقریبا بلند با شیب کم وجود دارد که قسمت کوچکی از باغ های سرسبز بر روی آن واقع شده است.دژ وهل یا قلعه سنگی شهمیرزاد بر بالای این کوه و در کنار باغات میوه و گردو قرار دارد که تماما از سنگ و ملات ساخته شده است . سنگ های مصالح در ساختمان قلعه از همان کوه کنده شده و مورد استفاده قرار گرفته است به طور کلی این دژ از دو برج مدور به عنوان برج دیده بانی و دیوار های سنگی آن تشکیل شده که احتمالا در گذشته دارای چهار برج بوده ،ولی به مرور زمان خراب شده است و امروز بجز قسمتی از دیواره غرب و خرابه برج فوق الذکر چیزی بجای نمانده است .دژ وهل نیز از آثار دوره پیش از اسلام است.(۹)

یک نفر جهانگرد و یک نفر باستان شناس (مورخ) به آثار تاریخی به یک چشم نگاه نمی کند ،یادمانی که در نظر باستان شناس ،ارزش زیادی ندارد ممکن است از نظر یک جهانگرد بخاطر موقعیت و حالتی که به خود گرفته و یا عظمت مصالحی که در آن بکار رفته اعجاب انگیز باشد و بالعکس گودال کاوشی که در نظر یک باستان شناس مهم می نماید ممکن است مورد توجه جهانگردانی واقع نشود. با این وصف به طور کلی مساعی مسئولین حفظ میراث ملی و فعالیت های مسولین بخش جهانگردی باید هماهنگی داشته باشد و مکمل یکدیگر باشند زیرا یادمان هااز یک طرف یکی از مهمترین علل جنبش جهانگردی به شمار آمده و از طرفی دیگر جهانگردی خود انجام اقدامات وسیعی را در جهت ارزشمندی یادمان هاموجب می شود.(۱۰)

به منظور شناخت یک اثر تاریخی نبایست فقط به ارزش   ذاتی آن توجه داشت بلکه باید امور مربوط به ارزشمند کردن جلوه آن از قبیل تعمیر و …….. را نیز در نظر آورد . اگر اقدامات مربوط به ارزشمندی و تعمیر توام با ذوق و سلیقه و حرمت نسبت به اثر، مورد توجه قرار گیرند این امر بر جلوه بنا افزوده و حتی زیباییهای غیر منتظره ای را نیز پدیدار خواهد ساخت..

متاسفانه بیشتر آثار ، قسمت اعظم جذابیت خود را طی سالهای گذشته به علت لطمات ناشی از عدم حضور سازمان میراث فرهنگی و گذشت زمان و بروز عوامل جوی و فرسایش ناشی از آن و حفاری های غیر مجاز در گذشته و حال از دست داده است.

با توجه به برودت شدید دما در فصل زمستان با گذشت چند قرن هنوز بقایای دیوارها ،برج های اطراف و …….خوشبختانه مشخص و پابرجاست و از جذابیت خاصی برخوردار است ،بنابراین وقتی که خاک و گل و سنگ و بناها بیانگر حیات و چگونگی شیوه زیست در اعصار و دوران گذشته هستند بیشتر از تناسب قدمت و گذشتگان قدر و ارزش می یابند ، در نتیجه تعمیر و کنترل و حفظ و نگهداری این آثار ضروری به نظر می رسد .

۱)صدفی علیرضا، امکان سنجی توسعه توریسم در شهمیرزاد، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی تهران ،خرداد ۱۳۷۳ ،صفحه ۷۹

۲)مخلصی محمد علی،آثار تاریخی سمنان، ؟ موجود در کتابخانه امیر آباد دامغان، صفحات ۶۲و۶۳

۳)لاری محمد اسماعیل ،شهمیرزاد(بهشت کویر)،انتشارات محسن،چاپ اول ،مرداد ۱۳۸۴،صفحات۲۳۳و۲۳۴

۴) منبع شماره ۱ ، صفحه ۸۵

۵)منبع شماره ۳ ، صفحه ۲۳۳و ۲۳۴

۶)کیانی محمد یوسف، معرفی دو قلعه اسلامی در شهمیرزاد، مجله باستان شناسی و تاریخ، سال اول، شماره اول، پاییز و زمستان ۱۳۶۵، صفحه ۸۸

۷) منبع شماره ۱، صفحه ۸۵

8) ملک انسیه، شهمیرزاد و گویش آن، پایان نامه کارشناسی ، دانشگاه تهران، سال ۱۳۳۹و ۱۳۴۰صفحه۵

۹) منبع شماره ۹

۱۰)توریست کنسولت،طرح جامع توسعه جهانگردی در ایران ،مختصر مرحله دوم،تهران،سازمان برنامه و بودجه،بهمن ۱۳۵۲،صفحه ۲۵

 

د ) معماری سنتی :(برگرفته ازپایان نامه کارشناسی ارشد با عنوان امکان سنجی توسعه توریسم در شهمیرزاد ،علیرضا صدفی)

در میان آثاری که بشر از گذشته های دور تا به امروز ساخته است آثار معماری بیش تر مورد توجه و چشمگیر بوده و نظرها را به خود جلب نموده است.آثار معماری در بسیاری از موارد روشنگر ویژگیهای یک جامعه در زمینه های مختلف به ویژه اوضاع و احوال اجتماعی و اقتصادی ،قدرت و ذوق هنری آن و…..می باشد چنانکه با بررسی همه جانبه یک اثر معماری می توان بسیاری از مشخصات یک تمدن را شناسایی کرد.

هر منطقه در ایران دارای معماری مخصوص به خود بوده که در آن می توان اثرات اقلیم،نوع مصالح،فعالیت های اقتصادی،تاریخ،آداب و رسوم وسنن و….را به سهولت مشاهده کرد . با اینکه در بسیاری از مناطق ایران نمونه هایی از معماری بومی و سنتی موجود بوده و همچنان ساخت آن ادامه دارد ولی در پاره ای مناطق دیگر می توان عوامل معماری نوین و پیشرفته یا مخلوطی از آن را که بر روی اصالت معماری بومی و منطقه ای ایران اثر گذاشته و آن را دگر گون ساخته مشاهده کرد.

آثار معماری در شهمیرزاد شامل معماری بومی و سنتی و معماری نوین می باشد که با توجه به اثرات اقلیم ، فراوانی نوع مصالح و فعالیت های اقتصادی ،تاریخ و آداب و رسوم و سنن شکل گرفته و تصاویری جامع و کاملی از معماری ایران را برای علاقمندان به آثار معماری به معرض نمایش می گذارد. از بین عواملی که در معماری هر منطقه موثر است اقلیم نقش موثری را در فعالیت های انسانی ایفا می کند چنان که خالی بودن فضاهای وسیع در نقاط مختلف از نظر پراکندگی اجتماعات انسانی نشانگر عدم مساعدت آب و هوایی و فشردگی اجتماعات انسانی در نواحی ویژه جغرافیایی حاکی از اعتدال و مساعدت آن می باشد.

معماری شهمیرزاد نیز با توجه به اقلیم سرد زمستانی و معتدل تابستانی در طول تاریخ شکل گرفته است. اقلیم و تغییرات سالیانه یا فصلی مردم این دیار را در جهت ساختن و به وجود آوردن انواع فضاهای زیستی و ایجاد نقاط مسکونی با توجه به نوع آب و هوا ی محیط زندگی ملزم ساخته است.طول و عرض پنجره ها،ضخامت دیوارها ،شکل و فرم ساختمان،نوع سقف،جنس مصالح ،ارتفاع ساختمان ،همه و همه هماهنگ با شرایط محیطی است که موثرترین آنها عوامل اقلیمی می باشد.از طرفی نوع سقف و جنس آنها در ساختمان و طول و عرض کوچه و شیب طبیعی محلات شهر و حتی شکل گیری ساختمانها رابطه بسیار مستقیمی با میزان بارندگی این شهر دارد.نوع مصالح ساختمانی به جز بافت جدید آن که اخیرا ساخت و ساز در آن صورت گرفته است دارای بافتی کهنه و مصالح کم دوام چون سنگ و خشت و گل می باشد و فراوانی این نوع مصالح در محیط شهر نیز نقش موثری داشته است .

نمای بیرونی و خارجی سقف اینگونه بافتها عموما مسطح است و پوشش خارجی آن به وسیله کاهگل با قطر ۵۰-۴۰ سانتی متر و جنس پوشش داخلی سقف نیز تیر های چوبی (شَصب)بوده که توسط چوب های تراشکاری شده (قُلوف)کوتاه پوشانده شده اند ،این چوبها با نظم خاصی در کنار هم چیده شده و روی آن توسط گِل و خاک و در نهایت کاهگل پوشانده شده است ،جهت پوشش سقف و لبه های بام از نوعی گیاه به نام کارب (مانند گون) استفاده می شد که از ورود حشرات به داخل خانه جلوگیری می‌کرد. این امر بیانگر دانایی مردم این سرزمین در بهره گیری از شرایط محیط طبیعی و استفاده از مصالح بوم آورد در ساخت مساکن بوده است. آب حاصله از باران  در پشت بام ها با توجه به شیب ملایم توسط ناودان های چوبی بدون تماس با ساختمان تخلیه می گردید که قسمتی از آن به باغات داخل منازل و قسمت دیگر آن به جویبار های جاری در کوچه پس کوچه های شهر ملحق می شدند و در نهایت با توجه به شیب محلات به کانالهای شهری ،انهار و مسیلها ختم می گردید.

جنس مصالح ساختمانی به کار رفته در دیوارها را سنگ لاشه ،خشت و گل تشکیل می دهد و با توجه به برودت دما در فصل زمستان جهت ذخیره سازی حرارت و جلوگیری از ورود سرما بیشتر دیوارها ی فوق کمتر از ۶۰ سانتی متر نمی باشد . از نظر ارتفاع ساخت بنای ساختمان در بسیاری موارد کف ساختمانها در حدود نیم متر از سطح زمین بلندتر بنا گردیده و علت آن جریان آبها و جویبارها از کوچه پس کوچه ها و منازل می باشد،در نتیجه برای جلوگیری از نفوذ رطوبت به کف ساختمان آن را بلندتر از سطح زمین بنا می کنند.

واحد های مسکونی معمولا بزرگ و بیشتر آنها به شکل خانه باغ و با طرح جنوبی ساخته شده اند،به طوری که بیش از سه یا چهار برابر مساحت واحد های مسکونی را باغات اشغال کرده اند که متاثر از فعالیت های اقتصادی منطقه می باشد.

مساحت واحد های مسکونی با توجه به دید و بازدیدهای زیاد به طور متوسط بین ۸۰۰تا ۱۰۰۰ متر مربع می باشد .عناصر تشکیل دهنده واحدهای مسکونی شامل هشتی،راهرو،انبار،طویله،اتاق طبخ نان(سرتنور) حیاط،ایوان،آشپزخانه ،سردابه (اتاق خنک) ،اتاق ها و ………….می باشد که در کنار هم به صورت طولی در قسمتی از زمین  وباغات بنا گردیده اند. کلیه واحد های مسکونی دارای ایوان بزرگی بوده که بلندتر از سطح زمین و مشرف بر باغ منازل می باشند تا از مناظر زیبای باغ لذت ببرند.تعداد اتاق هر واحد مسکونی بستگی به تعداد نفرات و خانوار ساکن در منزل داشته است و از پنج تا ده اتاق در نوسان می باشد.اتاق ها نیز به صورت طولی در کنار هم بنا شده و معمولا دارای درب و پنچره های متعددی است به طوری که در بسیاری از موارد یک اتاق دارای سه یا چهار درب و پنجره است .این اتاق ها نه تنها با اتاق های طولی مجاور خود ارتباط دارند بلکه درب اتاق ها به سمت حیاط و باغ منازل نیز گشوده می شوند و این مسئله متاثر از عوامل اقلیمی متعددی چون متعادل کردن دما در اتاق ها و استفاده از نور طبیعی خورشید و همچنین استفاده از مناظر زیبای فضای سبز باغ می باشد.

داخل منازل به ویژه در اتاق هایی که مخصوص پذیرایی از میهمانان است با گچ بریهای زیبا تزیین شده و برای گرم کردن این گونه اتاق ها اجاق هایی که بی شباهت به شومینه های امروزی نیست تعبیه و ساخته می شدند و به وسیله هیزم که نقش مهمی در تولید گرمای خانه داشت استفاده می کردند و دود حاصله از سوراخ و کانال داخل دیوار که تا بام خانه امتداد داشت هدایت می گردید.نمای بیرونی این اجاق ها با معماری خاص و گچ بریهای جالب تزیین می شد.رواق خانه  یا به لفظ محلی (رفاق) دارای ستون های بلند چوبی نعل و ستون (ستون به تیرهای عمودی و نعل به تیرهای افقی گفته می شود که باعث اتصال ستونهای عمودی به یکدیگر می گردد)که عموما از چوب تبریزی بود و نمای بیرونی منازل را بسیار دل انگیز و تماشایی می ساخت. این منازل دارای اتاق های متعددی بودند ماننداتاق نشیمن،صُفه، گزینه و….. گزینه اتاق کوچک و محقری بود که کمی بالاتر از کف اتاق معمولی قرار داشت و محل نگهداری تنقلات و میوه و ….بود.در همه اتاق های بافت قدیم شهمیرزاد  جهت نگهداری وسایل،  در داخل دیوارهای ضخیم طاقچه هائی به نام «رف» و «تا» ساخته می شد،«تا»در پائین و«رف» در بالای «تا» و در داخل دیوار قرار می گرفت. «تا» محل نگهداری وسایل روزمره و ضروری و «رف»محل نگهداری وسایل گران قیمت و ظروف بودند. هر اتاق دارای چندین رف و تا بود.در  بعضی از اتاقها، در داخل دیوار محلی تعبیعه و ساخته می شدکه  به نام «گنجه»  معروف بود و محل نگهداری لحاف و تشک اضافی خانواده بوده است و گاه دارای درب های زیبایی بود که هنرمندانه ساخته می شدند. بر بام هر اتاق جهت بهداشت و تغییر هوا سوراخی تعبیعه می گردید که به «لوجم» معروف بود.هر جا دربی بود(درب ورودی منزل و یا درب ورودی اتاق ها)در محل اتصال درب هابه کف زمین، با تخته یا گل و گچ، برآمدگی مختصری به ارتفاع حداکثر ده سانتیمتر ساخته می شد که «کنّا» نام داشت و به احتمال عاملی بود تا سرما یا حیوانات به داخل اتاقها و منازل نفوذ نکنند.اتاق ها و به خصوص اتاق نشیمن با درب هایی از سرما و گرما حفظ می شد که «اورسی»نام داشتند که به صورت کشویی به سمت بالا و پایین حرکت می کردند و اتاق ها را از سرما حفظ می کردند.هر خانه دارای اتاق کوچکی به نام «کُرسک »بود که در آن چند راس گوسفند یا بز نگهداری می شد و در داخل دیوارهای ضخیم ،محلی ساخته و آماده می شد که مخصوص نگهداری غلات به ویژه گندم بود و از طریق سوراخی که در بام تعبیه می شده ، گندم ها را به داخل آن ریخته و از سوراخ دیگر در پایین دیوار به هر اندازه که نیاز داشته باشند گندم بر می دارند،این حفره داخل دیوار را «گنّم چال» می گفتند.

وسیله گرم کردن منازل مسکونی در بافت قدیم قبل از گاز شهری عموما به وسیله کرسی صورت می گرفت.اتاق ها معمولا بزرگ بوده و اندازه های آنها از ۱۲تا ۱۸ متر مربع در نوسان است . نمای داخلی اتاق ها در بعضی از منازل به طور موردی با گچبری خاص و زیبا و در اکثریت منازل با طاقچه های فراوان و زیبا دکوراسیون چشمگیری را به وجود آورده اند.

سر درب منازل در بسیاری از موارد با اشکال هندسی گوناگون به طرز زیبایی طراحی و بنا گردیده که با دیدن آن ذوق و سلیقه و صبر معماران قدیمی را در ذهن مجسم می کند .درب ورودی منازل بزرگ و جهت استحکام بیشتر از چوب درخت گردو یا درختان حنگل های شمال استفاده گردیده و به نحو چشمگیری تزیین شده اند و برای هر یک از جنس های مذکّر و مونّث دو آلت متفاوت جهت دق الباب در روی درب تعبیه شده است که با توجه به صدای حاصله از کوبیدن آن به درب ، اهالی داخل منزل از وجود جنس مذکّر یا مونّث در پشت درب مطلع می شوند.  بردرب ورودی منازل علاوه بر  صوّرمختلف دق الباب بر که برآن نصب می گردید، میخ هایی بسیار درشت به نام «گُل میخ» و همچنین «چِفت» و«زُلفین» همراه با قفلهای زیبا و گاهی «کُلّی» با  کلید چوبی «چوُکَلی» از عناصر تشکیل دهنده دربها بودند و معمولا در کنار اینگونه درب ها، سکوهایی جهت نشستن افراد رهگذر و….نیز ساخته می شد.

واحد های مسکونی در معماری بافت قدیم عموما یک طبقه بوده و بندرت واحد های دو طبقه دیده می شوند،و عموم واحد ها در بافت قدیم با یکدیگر هم شکل ساخته شده اند و فقط از نظر مساحت زیربنا ی ساختمان و محوطه فضای سبز و باغ با یکدیگر متفاوت می باشند.

معابر و شبکه ارتباطی بافت قدیم بیشتر خاکی بوده و در قسمت های دور از شهر بخصوص کوچه باغی است و این مسئله متاثر از وسایل حمل و نقل قدیمی بوده که در نتیجه کوچه ها پیچ در پیچ و تنگ وباریک هستند.عدم تناسب بین طول و عرض معابر از مشخصات آن است که با تحولات تکنولوژی جدید و پیدایش وسایل نقلیه موتوری این معابر مناسب با وضع جدید نمی باشد به طوری که ورود وسایل نقلیه به داخل این بافت را با مانع روبرو می کند.از نظر طراحی و شهر سازی هسته اولیه که قدیمی ترین قسمت شهمیرزاد می باشد،محله ای است به نام آینه بندان که در جنوب میدان اصلی شهر یا میدان امام (ره)(فلکه) قرار گرفته است . با توجه به وجود موانع و محدودیت های فیزیکی گوناگون چون کوه ها ،دامنه ها با شیب زیاد، و دره ها و……تا تا سال ۱۳۵۵ توسعه شهر در طول شبکه راه های اصلی خصوصا به سمت جنوب میدان امام(ره) به صورت پراکنده و در حوالی و محدوده های اطراف آن با سلسله مراتبی از شبکه های ارتباطی فرعی انجام می گرفته است و از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۵ که بیشتریت توسعه شهر در این دوره صورت گرفته ، گسترش شهر باز هم به صورت پراکنده اما به شکل شعاعی است و دارای یک مرکز اصلی یعنی میدان امام (فلکه)و چند مرکز فرعی می باشد که در طول شعاعهای منشعب از مرکز شهر پخش می شوند،واحد های مسکونی به جز چند نقطه در اکثر نواحی به سبب فراوانی آب به صورت پراکنده ساخته شده اند و از نظم خاصی پیروی نمی کنند.حضور طبیعت و فضای سبز باغی  مابین واحد های مسکونی آن نیز به وضوح مشاهده می شود به طوری که این شهر را می توان باغ شهر دانست ،چنان که اساس معیشت خانوارهای ساکن در این واحد ها ی مسکونی باغداری و زراعت بوده و باغات همیشه در صحنه شهر حضور داشته اند تا اینکه به داخل بافت شهر راه یافته اند.

اگر چه گسترش شهر به صورت ستاره ای باعث خالی ماندن زمین در فاصله بین شعاعهای آن می گردد ولی همین اراضی بهترین موقعیت را جهت فضای سبز و باغات متعدد به وجود آورده اند که اکو سیستم محیط را تحت تاثیر قرار داده و بهترین محیط را جهت پیاده روی و گردش روزانه میّسر ساخته است .تثبیت مدل شعاعی شهمیرزاد در حال حاضر به دلیل جذابیت توریستی آن به هیج وجه امکان پذیر نمی باشد چرا که جهت حفظ بافت آن کنترل و مراقبت زیادی لازم دارد که حفظ فضای سبز میانی از آن جمله است.از دیگر مشخصات معماری و شهر سازی شهمیرزاد می توان به تقسیم و جریان سطحی آب در کوچه ،پس کوچه های شهر که با نظم و روش جالبی از گذشته های دور طرح ریزی شده است اشاره نمود،که با توجه به توپوگرافی (پستی و بلندی )فراوانی که در شهر وجود دارد آب در تمام نقاط شهر جریان یافته و زمین های مزروعی و باغات را آبیاری می سازد به این معنی که شبکه و انشعابات آب شهر به طوری طراحی شده که از شیب طبیعی زمین به منظور توسعه آن به نحو احسن کمک گرفته شده است.

بافت جدید شهری، با دارا بودن الگوی شهرسازی معاصر،تفاوت فاحشی با معماری بومی و سنتی دارد که این مسئله متاثراز ورود مصالح ساختمانی غیر بومی و مدرن و گرایش مردم به اشکال و اجزای مسکن جدید با وسایل مدرن به خصوص در بین  توریسم تابستانی دارد.در معماری نوین، خیابانهای  بازو وسیع جای کوچه های تنگ و باریک وپیچ درپیچ را گرفته و روح معماری قدیم به فراموشی سپرده شده است.در کوچه ،پس کوچه های شهری دیگر از سر درب های زیبا با اشکال هندسی خاص و درب های گردویی با ابزارالات و اجزای نقش یافته روی آن خبری نیست و در اندرون منازل جدید نیز با توجه به رفاه طلبی انسان های معاصر وضع به مراتب بدتر است. درکل می‌توان گفت، هیچ ارتباطی بین بافت جدید و قدیم شهر به لحاظ الگوی معماری و شهرسازی نمی‌توان مشاهده کرد. بطور عمده اسکلت بناهای ساختمانی در معماری جدید  فلزی و بتنی و نمای آن‌ها ترکیبی از سنگ و شیشه و آجر و سیمان می‌باشند، همچنین سقف شیروانی در آپارتمان‌ها و همچنین خانه های ویلایی جای سقف های کاهگلی قدیمی را گرفته که این مسئله به تغییر الگوی اقلیمی از نظر افزایش دمای محیط منجر می شود.  آنچه در این مورد بخصوص باید به آن پرداخت این است که به منظور شناخت یک اثر باید امور مربوط به ارزشمند کردن جلوه آن از قبیل تعمیر و مرمت و نگهداشت و…را نیز در نظر آورد اگر اقدامات مربوط به ارزشمندی و تعمیر با ذوق و سلیقه و حرمت نسبت به اثر مورد توجه قرار گیرند این امر بر جلوه اثر افزوده و حتی زیباییهای غیر منتظره ای را نیز پدیدار خواهد ساخت.این شیوه های متعدد و ارزشمند معماری که در شهمیرزاد و در سایر نقاط ایران پراکنده است می توانند موجب جلب توریستهایی گردند که علاقه زیادی به اینگونه آثار دارند .متاسفانه در چندین سال اخیر بدلیل جایگزینی معماری نوین و پیشرفته و تغییر در روش معماری و بافت قدیمی شهری ،کمتر به این موارد توجه شده است ،نمدانیم چرا تاکنون این شیوه های متعدد و ارزشمند ایران زمین الهامی برای معماری و مهندسانی که دست اندر کار امور معماری هستند نشده است الگوی معماری ابنیه نیز مطابق با الگوی معماری مدرن و بصورت آپارتمان‌های نوساز می‌باشند که ضوابط میزان سطح اشغال و تراکم بنا درآن‌ها رعایت و از مصالح غیربومی در ساخت آن‌ها استفاده شده است. در اکثر کشورهای توریستی جهان به ویژه مناطق توریستی دریای مدیترانه با الهام گرفتن از معماری بومی و سنتی ،اماکن و مهمانسراهایی به سبک سنتی احداث نموده اند که یکی از عوامل موفقیت آمیز برای جذب توریسم بوده است .

منابع مورد استفاده در ویژگیهای فرهنگی شهمیرزاد:

۱)لاری محمد اسماعیل ،شهمیرزاد(بهشت کویر)،انتشارات محسن،چاپ اول ،مرداد ۱۳۸۴،صفحه ،۴۵۶

۲)قربانعلی مقصودی،جنگ مقصود،انتشارات نقش قلم،چاپ اول،۱۳۷۹ ،صفحه،۱۸۸

۳)صدفی علیرضا، امکان سنجی توسعه توریسم در شهمیرزاد، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی تهران ،خرداد ۱۳۷۳ ،صفحه ۹۳

۴)صدفی علیرضا،موسوی مریم،ضرب المثلهای اصیل شهمیرزادی ،انتشارات راستی نو،تابستان۱۳۹۰

——————————————————————————-

۳)جاذبه های اقتصادی و معیشتی:

جاذبه های اقتصادی و معیشتی ) به فعالیت هایی که انسان برای کسب درآمد و تامین معاش و مایحتاج زندگی خود انجام می دهد که نتیجه آن تولید کالا یا محصول خاص و یا ساخت بنای منحصر به فرد و….. باشد و موجب جلب توجه مسافران و گردشگران دیگر مناطق شود جاذبه اقتصادی و معیشتی گفته می شود.

الف)برداشت محصولات سردرختی آلو و گردو:

از دیگر جاذبه های دیدنی و قابل توجه شهمیرزاد جاذبه اقتصادی و معیشتی مردم شهر می باشد که می توان به برداشت محصول آلو و خشک کردن آن و همچنین ریختن یا پایین کردن گردو از درختان تنومند و کهنسال شهر اشاره نمود.

فعالیت باغداری و برداشت محصول باغات شهمیرزاد از نظر زمانی به دو بخش قابل تقسیم است:

ابتدا اینکه با به پایان رسیدن ماه مرداد و فرارسیدن ماه شهریور برداشت محصولات سردرختی باغات که جنبه اقتصادی ،تجاری نیز دارد شروع می گردد که در بین آنها می توان به محصول آلو اشاره نمود.آلوی شهمیرزاد دارای چند نوع است که مهمترین آنها آلوی اَهنگری،گاو چشم،آلوی طلایی و سوتی می باشد ،که در این بین آلوی اَهنگری اهمیت تجاری داشته و اکثر باغداران به داشت و برداشت این محصول اقدام می کنند. روش جمع آوری یا برداشت و خشک کردن آلو در این ماه جالب توجه و دیدنی است . بدین صورت که با پایان یافتن دوره گرم مرداد ماه و فرارسیدن ماه شهریور محصول آلو رسیده و آماده بهره برداری می شود.در برداشت وفرآوری محصول آلو، نقش زنان بیش از مردان می باشد چرا که از ابتدای ماه شهریور بسته به مساحت باغ زنان به طور مرتب هر روز یا یک روز در میان درختان آلوی موجود در باغ را به آرامی تکانده تا محصولات رسیده از درخت جدا و به زمین سقوط کنند.سپس آلوهای رسیده پای درخت را جمع آوری و به محوطه ای در منزل برده و انباشته می کنند و زنان به طور حلقه وار دور کوپه آلو نشسته و دانه دانه آلوها را پوست کنده و سپس آنرا روی سیم های توری در بام خانه ها پهن می کنند ( مقداری نمک هم به روی آلوی پهن شده می پاشند تا خوش رنگ یا زرد تهیه شود )پس از آن صبر می کنند تا معرض حرارت و نور آفتاب خشک شوند.آلوهای روی سیم توری پس از سه تا چهار روز جمع آوری شده و آماده مصرف برای خوردن و تهیه  انواع غذا می شود.در قدیم که  هنوز سیم های توری به بازار نیامده بود آلوها را پس از پوست کندن روی بوته هایی که به آن (کرگ پریجه )می گفتند می ریختند تا خشک شود. پوست های جدا شده از آلو نیز در ظرفی به همراه آلوهای نامرغوب جداگانه جمع آوری شده تا در دیگ بزرگی بجوشانند و بعد از اینکه شیره و عصاره آنرا گرفتند آنرا در بام منزل روی پلاستیک هایی به ابعاد کوچک و بزرگ به صورت نازک پهن می کنند تا پس از خشک شدن به صورت لواشک قابل استفاده باشد.(۱)

 

آلوی آهنگری رسیده و آماده برداشت جهت خشک کردن

آلوی آهنگری پوست شده و خشک شده

لواشک آلو

همانگونه که در بالا اشاره شد آلو یکی از مهمترین محصولات درختی شهمیرزاد بوده و از حیث کیفیت در ایران بی نظیر است و از منابع عمده در آمد باغداران محسوب می گردد. قریب به ۸۵% باغات شهمیرزاد را درختان آلو پوشانده و سالانه در حدود ۷۰۰تا ۸۰۰ تن آلو به سایر استان های کشور به ویژه تهران و مازندران صادر می گردد.درختان آلو در باغ های جدید هرس و یا به دلیل مساعد بودن خاک و استعداد منطقه جهت کاشت آن به مقدار بسیار زیادی به شکل خودرو ، سر از خاک درآورده به طوری که اگر سالانه هرس آنان انجام نپذیرد باغ ها به شکل جنگلی از درختان آلو در خواهند آمد.(۲)

از محصولات درختی دیگر شهمیرزاد که برداشت آن جلب توجه می کند گردو است.جیمز بیلی فریزر نویسنده و جهانگرد در دوره قاجار در کتاب خود شهمیرزاد را چنین وصف می کند : …….در میان آن بیشه های پر از درختان میوه و گردو و چنار و زبان گنجشک و درختان تبریزی تناور، گرداگرد ما بیشه ای با شکوه بود با آبهای پّران و لرزان که بهشتی ایرانی پدید می آورد.

در اصطلاح شهمیرزادی به درخت گردو خوزدار می گویند که خوز به معنی گردو و دار به معنی درخت است .سن تعدادی از این درختان به قول گروهی از معتمدین قدیمی و باغداران به دو هزار سال و محیط و ریشه آن نیز به ۲۵ متر و قدّ آن به ۳۰ الی ۴۵ متر می رسد. شاخه های زیبا و انبوه آن گویی چون دستان انسانهایی است که به سوی آسمان بلند شده و ابرها را به شهادت می طلبند،گره هایی که بر تنه درختان گردو دیده می شود ، سن این درخت را نشان می دهند.

درخت گردو از اهمیت و تقدس خاصی در شهمیرزاد برخوردار است و با توجه به اهمیت اقتصادی و نقش مهم این محصول در وضعیت اقتصادی هر خانواده ، می توان گفت هر خانوار شهمیرزادی ۸۰ % به شکل های مختلف مالکیت تعدادی از این درختان را دارا هستند و در اسناد و اوراق رسمی جدید و یا بنچاقهای قدیمی و دست نوشته جداگانه بر مالکیت این درخت توسط افراد تاکید شده است .

به طور متوسط هر درخت تنومند و چند ساله (۵۰ساله گردو) بین ۳۰ الی ۵۰ هزار و درختان کوچک تر۲ تا ۱۰۰۰۰گردو محصول می دهد.درختان تناور و تنومندی نیز دیده شده که تا ۱۲۰۰۰۰ گردو محصول آنها بوده است .گردو انواع مختلفی دارد از جمله می توان از گردوی کاغذی،بادامی،سنگی،کوچ،صندوقی و ………نام برد .

گردوی آلوا

بعد از این که گردو ها روی درخت به اصطلاح محلی “آل وا ” شدند(آل وا در لهجه محلی یعنی دهان باز و در اصطلاح به گردویی گفته می شود که پوست سبز آن تقریباً خشک شده و باز گردیده و گردو در داخل آن دیده می شود و دیگر پاسِن نیست (پاسِن به گردویی گفته می شودکه پوست سبز آن تازه باشد و گردو در داخل آن قرار داردو در این حالت گردو هنوز نرسیده است)یکی دو روز قبل مالک درخت با فردی به نام خوز رون جهت پایین کردن گردو از درخت نوبت می گیرد. (خوز به معنی گردو،رون از فعل راندن و خوز رون به کسی گفته می شود که در پایین کردن گردوها تبحّر و تجربه کافی دارد.) علاوه بر خوزرون ،عده ای بچه،زن ، مرد که اکثراً وابسته به مالک هستند جهت جمع آوری گردوهای ریخته در اطراف و زیر درخت جمع می شوند که به آنها خوز جمع کن می گویند.در این روز جهت پذیرایی از همه کسانی که به نحوی در پایین ریختن ، جمع آوری ، شمارش و حمل گرده نقشی به عهده دارندتشریفات خاصّی انجام می شود.دو ساعت قبل از ظهر ساعت دهی پذیرایی با صرف نان ، چای و پنیر صورت می گیرد و بعد از آن ناهار که عموماً با”ته چین پلو” می باشد و خانم های شهمیرزادی تبحّری خاص و ذوقی سر شار در تهیه آن دارند ، جشن کوچکی می گیرند که به آن جشن تحوّل ، جشن شکرگزاری ،جشن درآمد بیشتر خانواده و جشن یک زندگی آسوده تر در یکسال زراعی آینده و جشن ………می گویند .


خوز رون با دو چوب مخصوص خود (چوبی بلندتر برای شاخه های بالاتر و دور از دسترس و چوبی کوتاه برای شاخه های نزدیک تر) و مهارتی خاص که جهت بالا رفتن از شاخه های درخت دارد با چالاکی یک یوزپلنگ به همه شاخه ها سرک می کشد به طوری که همه شاخه ها در زیر پای او تسلیم هستند.خوزرون با دو چوب خود به شاخه ها می کوبد و درخت چون یک مغلوب سر به پایین کشیده ،شلاق ستم خوزرون را تحمل می کند و همه تلاش یکساله خود را با مهربانی تقدیم خوزرون و مالک خود می کند.

گردوها با هر چوب خوزرون به پایین می ریزند و افراد در پای درخت آنها را جمع آوری می کنند.ابتدا در سبدها و ظرفهای کوچک و سپس گردوها را به کیسه گونی ها منتقل می کنند.گاهی اوقات گردوهای پایین ریخته شده به صدهزار و حتی به صد و بیست هزار شمارش می گردد لذا بر اساس سنّت ،گوسفندی را قربانی می کنند و اینگونه سپاس خود را به درگاه احدیّت نثار و درخت را از چشم زخم حسودان حفظ می کنند.خوزرون علاوه بر پایین کردن گردو، شاخه های خشک شده درخت را شکسته و به پایین می اندازد و به این ترتیب درخت را هرس می کند.


گردوی پوست کنده

پس از شمارش گردوها به ازای هر ۱۰۰۰ گردوی شمرده شده ۳۰۰ گردو به خوزرون می دهند که گاهی این مزد به نصف گردوهای شمارش شده می رسد.پایین ریختن گردوها از درختان بلند و تنومند،چندین ساعت به طول می انجامد.(بین ۵ تا ۱۲ ساعت) و فقط جهت پذیرایی و خوردن ناهار خوزرون به پایین درخت می آید و گاهی اوقات به همراه خود مقداری خوردنی به بالای درخت می برد و از پایین آمدن خودداری می کند.هر کدام از کسانی که به جمع آوری گردو مشغول بودند بر حسب میل و بخشش و عطای مالک از او مزد می گیرند (۱۰ تا ۱۰۰ گردو) به همسایه ها و رهگذران هر یک به فراخور از سوی مالک درخت، مقداری از گردوها به عنوان هدیه و تعارف داده می شود و هر گاه شاخه درختی از گردو در حیاط خانه همسایه قرار گرفته باشد، گردوی آن شاخه را متعلق به همسایه می دانند (بر حسب تعارف،ادب،تواضع) و از پایین کردن آن خودداری می کنند. در پایان یعنی پس از پایین ریختن ،جمع آوری،شمارش،حمل گردوها و بعد از رفتن مالک درخت وَچِکو گردو آغاز می گردد و همه ازگوشه و کنار گردو های باقیمانده و دورمانده از چشم را پیدا کرده و هر کس برای خود بر می دارد، این گردش در اطراف درخت گردو و یافتن گردوهای باقیمانده را اصطلاحاً وَ چِکو می نامند.گاهی باگردوهای جمع آوری شده در وَچِکو توسط کودکان و بزرگان در همان محل گردوبازی می کنند که در اصطلاح محلی خُوزِکه می گویند.(۳)

 

ب)شبکه و نظام آبیاری و آبرسانی شهر(منازل،باغات،مزارع و…..) از طریق انهار و جویبار ها از سرچشمه :

از دیگر جاذبه های اقتصادی و معیشتی شهمیرزاد می توان به تقسیم و جریان سطحی آب در کوچه ،پس کوچه های شهر که با نظم و روش جالبی از قدیم الایام طرح ریزی و اجرا شده است اشاره نمودکه با توجه به پستی و بلندی های فراوانی که در شهر وجود دارد آب در تمام نقاط شهر با توجه به نیروی ثقل جریان یافته و زمین های مزروعی و باغات شهر را مشروب می سازد. بدین معنی که شبکه و انشعابات آب شهر به طوری طرح ریزی شده که از شیب طبیعی زمین به منظور تقسیم آب و توسعه آن کمک گرفته شده است.

همانطوریکه در بحث چشمه سارها عنوان شد آب سطحی شهمیرزاد از محل هفت چشمه و شیخ چشمه سر  و ……در شمال شهر سرچشمه می گیرد و با توجه به شیب و نیروی ثقل ، آب به شکل رودخانه کوچکی بسوی جنوب شهر جریان یافته و در بین مسیر شمالی _ جنوبی خود به چند شاخه منشعب و در داخل نهرها جریان می یابد که این نهرها ،آب را به تمام کوچه های اصلی هدایت کرده و جویبارهایی نیز از این نهرها منشعب می شود که آب را به کوچه ،پس کوچه های کوچکتر و باریکتر می رساند.

تقسیم بندی آبها از همان ابتدای سرچشمه با نظم خاصی شروع و به پنج شاخه اصلی منشعب می گردد که نمودار زیر تقسیم بندی کلی آنرا نشان می دهد.

شوه تقسیم بندی آّب بسیار جالب و دقیق و بر مبنای معیارهایی چون میزان زمین مالکین،شنی یا خاکی بودن مسیر عبور جویبارها(میزان نفوذپذیری زمین) و……… صورت می گیرد.به محلهایی که آب هدایت شده از سرچشمه را تقسیم بندی می کنند برجم گفته می شود که با توجه به ساختمان آن به روش خاصی میزان آب به عدالت تقسیم می شود.بدین صورت که ابتدا در چند متری محل تقسیم با قرار دادن چند مانع پلکانی سرعت آب را کاهش داده تا در محل تقسیم که سطح افقی دارد آب به آرامی و یکنواخت حرکت کند و سپس در انتهای محل تقسیم آب، تیغه ای فلزی یا سنگی تعبیه شده که آب به آرامی به سمت چپ وراست تیغه که محل تقسیم است با توجه به میزانی که در نظر گرفته شده تقسیم و هدایت می شود .

قبل از روش فوق الذکر در مورد تقسیم آب ،از روش دیگری نیز استفاده می نمودند،بدین صورت که پس از جریان آب در سطح شهر توسط انهار ،جویبارهایی از آنهار منشعب می شد که ابتدای آن دارای تخته سنگ ایستاده ای  بود که در وسط آن حفره دایره شکل کوچکی به اندازه یک مشت گره کرده که هفت عدد گردو در آن جای می گرفت تعبیه می شد که میزان خاصی آب از داخل حفره مذکور عبور نموده و پس از عبور از کوچه ،پس کوچه ها به منازل مسکونی، باغات و زمین های مزروعی می رسید.

در حال حاضرتقسیم بندی آب در شهر به وسیله روش برجم که ذکر آن گذشت انجام می گیرد و تقسیم بندی نوع دوم متاسفانه بدلیل تخریب بافت قدیمی شهر و عدم توجه به جویبارها چند سالی است که مورد استفاده قرار نمی گیرد و فقط در مکان های بخصوصی می توان آثاری از آن را در ابتدای جویبارها مشاهده نمود.

نکته جالب توجه در شبکه آّبیاری و تقسیم آب شهر اینکه ،آب نهرها و جویبارهای مربوطه به صورت چرخشی به داخل منازل و باغات شهر شده و پس از ورود به منازل و باغات مجددا از سمت دیگر منازل و باغات خارج شده و در جویبار کوچه،پس کوچه ها جریان می یابد و در نهایت در جنوب شهر شبکه ها به هم متصل و خارج می گردند.

در برخی از منازل قدیمی در مسیر گذر آب ،در داخل منزل اتاقی ساخته می شد که آب جویبارها از وسط اتاق مذکور عبور می نمود. این اتاق نقش یخچال طبیعی را ایفا می کرد و معمولا انواع میوه جات و مواد غذایی و سایر ملزومات را در داخل آن با توجه به خنکی هوای حاصل از عبور آب نگهداری می نمودند.

نهر ها و جویبارهای فوق الذکر همیشه دارای آب بوده و نه تنها با جریان آب ،صدای دلنشین آن فضای کوچه ها و منازل را نوازش می دهد بلکه با توجه به توسعه شبکه های آن در تمام نقاط شهر موجب خنکی و طراوت هوای شهر خصوصا در فصول بهار و تابستان می گردد.

 

ج )یخچال پدیده ای انسانی برای تامین یخ در گذشته

یخچال ها نمونه ای از پدیده های انسانی بوده که در شهر های جنوبی البرز ،شمال کویر،شمال خراسان و جنوب کویر و بالاخره هر جاییکه حداقل در طول سال حدود ۲۰ روز یخبندان داشته اند ساخته می شدند.لیکن غالبا بر خلاف آب انبارها کمتر در درون بافت شهرها استقرار یافته و غالبا در بیرون شهرها و در فضاهای باز که بهره مند از جریانات هوا بوده اند ساخته شده اند،البته گذر ایام و ساخت وساز شهری این پدیده جالب را در درون ساخت وسازهای شهری حل کرده و گاهی نیز اثری از آنها در حاشیه و درون شهرها باقی نمانده است ،از طرفی نیز با ایجاد کارخانه های یخ قالبی و ازدیاد یخچالهای خانگی این پدیده سنتی دیرین بدست فراموشی سپرده شده است.یخچال ها را معمولا در زمین گود بنا می کردندو بر روی آنها سقفی مخروطی شکل می ساختند و در زمستان ها یخ ها را ذر آنها انبار می کردند ،تا در تابستان آن را به مصرف برسانند.این یخ که از آب انداختن در برکه های مجاور یخدانها در شب های زمستان بدست می آمد ،در یخدان ها نگهداری شده و برای مصرف در تابستان ذخیره می شد.اکثر یخچالها دارای سقفی گنبدی یا مخروطی شکل با ارتفاع زیاد بودند، و معمولا بر حسب موقعیت جغرافیایی از خشت ،گل،سنگ به طور مخلوط یا مجزا ساخته می شدند.

از نظر ساخت اجزا ی تشکیل دهنده پدیده یخچال، شامل موارد زیر می باشند.

الف: دیوارها                  ب:استخر،آبگیر،چاله یا یخ بند              ج:یخدان یا یخچال یا گودال اصلی مسقف

۱:دیوارها

شامل دیوارهای اصلی و فرعی ،که دیوارهای اصلی یا سایه انداز غالبا از گل خام(چینه)یا از سنگ و گل به ارتفاع تقریبی ۱۰متر ساخته می شدند،که البته بر حسب موقعیت مکانی و امکانات ساخت،این ارتفاع در مناطق مختلف متفاوت می باشد.نکته مهم در ارتباط با دیوارها نسبت مستقیم با میزان تولید یخ در آنهاست. بدین معنی که هر قدر ارتفاع دیوارهابیشتر باشد،میزان تولید یخ آنها نیز بیشتر می شود. طول دیوار اصلی نیز به عنوان یک فاکتور مهم بستگی کامل به میزان یخ و سطح یخبندان دارد.دیوارهای اصلی به منظور جلوگیری از تابش خورشیدی در امتداد شرقی – غربی ساخته می شدند. دیوارهای فرعی در دو انتهای دیوار اصلی و با طول و ارتفاع کمتری و با جهت شمال- جنوبی ساخته می شدند،و در واقع این دیوارها مانع تابش خورشیدی با سطح یخبندان در صبح ها و بعد از ظهرها بوده اند.

۲:استخر یا چاله یا یخ بند:

این قسمت از یخچال ها،به صورت گودالی به طول چند متر ساخته می شدند،عمق این گودال ها نیز،بر اساس روز های یخبندان و شرایط جغرافیایی متفاوت بوده و کف آنها از طریق اندود کردن نفوذناپذیر می شد.(به طوری که در یزد کف آنها را با آهک و ساروج و در بعضی نقاط با گل رس اندود می کردند)

سطح استخر حدود نیم متر از سطح عمومی زمین پایین تر بود و به شکل استخر بسیار بزرگی به نظر می رسید.معمولا شبهای سرد پاییز و زمستان که دمای هوا زیر صفر درجه سانتی گراد می رسید آب را برای یخ زدن وارد استخر می کردند ولی استخر را مملو از آب نمی کردند چرا که مقدار آبی که در کف استخر ریخته می شد در شب سرد یخ می بست و مجددا روی یخ را آب می بستند،چون آب جدید در زیر با یخ و در رو با هوای سرد در تماس بود بر قطر یخ افزوده می شد .این کار چند بار تکرار می شد تا استخر پر از یخ ،قطورشود. پس از اینکه یخ قطور تشکیل شد عده ای یخ را شکسته و آن را به یخدان یا گودال اصلی یخچال منتقل می کردند تا برای فصل گرم ذخیره کنند.

۳:یخدان یا یخچال :

یخدان به صورت حفره ای در درون زمین و در کنار استخر معمولا پشت دیوار شرقی ،حفر می شده و دارای سقفی گنبدی و دیواره های سنگی یا گلی بوده و کف آن چاهی داشته که  آب های حاصل ذوب یخ به درون آن هدایت می شد. یخی که در استخرها ایجاد می شد پس از شکستن و قطعه قطعه شدن به داخل یخدان منتقل می گردید.کف یخدان ها با کاه و بعضی نواحی با نی پوشانده می شدتا یخ تماس مستقیم با کف یخدان نداشته باشد،در ضمن در بین لایه های یخ لایه ای نازک از کاه یا پوشال قرار می دادند تا یخ ها به هم نچسبند و جدا کردن یخ ها از هم آسان باشد.عملیات یخ سازی در فصل سرد سال با پر شدن یخدان چند بار تکرار می شد و پس از پر شدن درب ورودی یخچال را با آجر و خشت و گل یا سنگ می بستند.(۴)

در گذشته ای نه چندان دور تعدادی یخچال در شهمیرزاد وجود داشته است ولی تنها یکی از آنها در ناحیه چهار میدان به نام یخچال دادگر باقی مانده است .ساختمان یخچال گنبدی شکل بوده و بخشی از آن با کندن و عمیق کردن زمین و بخشی با چیدن سنگ وملات از کف زمین آماده گردید.درب کوچکی از بیرون افراد را به داخل هدایت و سپس پله های باریکی (حدود ۳۰ پله) افراد را تا کف یخچال جهت استخراج یخ می رساند. در بالای سقف گنبدی سوراخی به قطر ۵۰ سانتیمتر و به شکل دایره جهت تهویه منظور شده بود.با شروع ماههای گرم سال درب یخچال را باز می کردند و پس از استخراج مقداری از یخ بین مردم توزیع و مقداری نیز جهت فروش به سمنان منتقل می شد و عده ای از چارودارها با انتقال این یخ ها به سمنان کسب درآمد می کردند.(۵)

منابع مورد استفاده در جاذبه های اقتصادی و معیشتی

۱) صدفی علیرضا، امکان سنجی توسعه توریسم در شهمیرزاد، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی تهران ،خرداد ۱۳۷۳ صفحات ۱۱۵تا ۱۱۶

۲)لاری محمد اسماعیل ،شهمیرزاد(بهشت کویر)،انتشارات محسن،چاپ اول ،مرداد ۱۳۸۴،صفحه ۱۴۲

۳)منبع شماره ۲ صفحات ۱۳۶ تا۱۳۹

۴)فیض مهین،یخچال ، مقاله ای در نشریه داخلی محیط از گروه آموزشی جغرافیای سازمان آموزش و پرورش،شماره ۲۳،زمستان ۱۳۸۳،صفحات ۲۵-۲۶

۵)منبع شماره ۲صفحات ۲۶۴-۲۶۵

 

ه : شرکت کشت و صنعت شهمیرزاد:

مردم غیور و با همت شهمیرزاد در یک حرکت ملی  با ایجاد شرکت کشت و صنعت شهمیرزادبا بیش از ۷۰۰۰ عضو دست به یک اقدام تقابلی و ترمیمی زده و از طریق کاشت درختان بومی چون گردو و بادام  به تاسیس بزرگترین باغ گردوی جهان دست یافتند و تا به امروزبا اراده آهنین این اقدام را به مرحله ظهور رساندند.

شرکت کشت و صنعت شهمیرزاد (بزرگترین باغ گردوی جهان)

اشاره به بزرگترین باغ گردوی جهان ، فقط ادعای شهمیرزادی ها نیست  بلکه فائو (سازمان خوار و بار  و کشاورزی جهانی) نیز این موضوع را تایید کرده است. وسعت این باغ ۷۵۰ هکتاراست که هر ساله با اجرای طرح های توسعه، بر وسعت آن افزوده می شود. مهمترین ویژگی گونه های گردوی این باغ که به تایید پروفسور ژرمن فرانسوی هم رسیده، خوشه ای بودن آن است.

درخت گردوی خوشه ای

شرکت کشت و صنعت شهمیرزاد از آغاز فعالیت در سال ۱۳۶۷ به همت شهمیرزادیهای کلیه نقاط ایران وجهان اقدام به کاشت (۱۲۰۰۰) اصله گردو تا سال ۱۳۷۲ نموده و با توجه به عملیات اجرایی و روند کاشت تا حدود (۳۰۰۰۰) اصله درخت گردو در محدوده ۷۵۰ هکتاری در شرق شهمیرزاد در ابتدای  مسیر جاده ساری  ادامه داده که حدود (۲۰۰۰۰ )اصله آن درخت گردو  و (۱۰۰۰۰) اصله آن درخت بادام بوده است.

همانگونه که اشاره شد بیش از (۱۰۰۰۰) اصله درخت بادام در حدود ۱۰۰ هکتار از اراضی کشت و صنعت شهمیرزاد به مرحله کاشت رسیده است که علاوه بر منافع اقتصادی آن ، نتایج زیست محیطی شایانی بر روی اقلیم و زیبایی شهمیرزاد خواهد داشت.

امروزه بزرکترین باغ گردوی جهان  دارای (۲۰۰۰۰)اصله درخت گردو است که از این تعداد (۱۴۰۰۰) اصله درخت  گردو بارده است، که از هر درخت بین ۲۰۰ تا ۴۵۰ گردو برداشت می شود و هرساله بالغ بر ۲۰۰ تن  گردواز این باغ برداشت  می شود.

گردوی با پوست
گردوهای تولید شده در شهمیرزاد علاوه بر مصرف داخلی به کشورهای حوزه خلیج فارس، آسیای میانه و ترکیه صادر می شود.

گردوی پوست گرفته
گردوی شهمیرزاد با مشخصاتی نظیر میزان چربی بالا، چوب سخت و خوش نقش و رکورد وزن دانه گردو (۲۵گرم)، ذخیره گاه منحصر به فرد و قدیمی ترین زیستگاه گردوی جهان است،برای اثبات این ادعا باید به درخت کهنسال کمان رستم اشاره کرد.
درخت گردوی کهنسال (کمان رستم )

همچنین وجود ۵۰۰ درخت کهنسال گردوی بالای ۲۰۰ سال در شهمیرزاد دلیلی بر این ادعا است.کارشناسان معتقدند وجود این درختان میراث معنوی شهر محسوب می شود و به نوعی به جاذبه های گردشگری شهمیرزاد کمک می کند.

درخت کهنسال گردو

 

 

 


You can leave a response, or trackback from your own site.

۹ Responses to “جاذبه های توریستی شهمیرزاد( جاذبه ها وچشم انداز طبیعی،انسانی ،اقتصادی،مذهبی و…..)”

  1. شهمیری می‌گه:

    سلام . با تشکر از مطالب مفیدتون.خلی اطلاعات خوبی بود.

    • alirezasadafi می‌گه:

      سلام ، عیدتون مبارک
      از اینکه اطلاعات مربوط به شهمیرزاد را مطالعه نموده و نظر دادید موجب دلگرمی اینجانب گردید ، انشاالله مطالب مربوط به جاذبه های گردشگری شهمیرزاد تکمیل تر می گردد.از توجه شما به سایت سپاسگزارم . منتظر پیشنهادات شما در بهتر شدن سایت هستم.

  2. Fatima می‌گه:

    با سلام خدمت همشهریهای عزیز و با صفای شامرزایی
    مطالب خوبی بودای کاش کمی در مورد محصولات و تصاویری از باغ آلو و گردو و زحمات عزیزان در راستای جمع آوری محصول نیز گرد اوری می شد .

    • alirezasadafi می‌گه:

      سلام ، از توجه و مطالعه مطالب سایت شهمیرزاد سپاسگزارم ، انشاالله در آینده نزدیک درخواست شما را جامه عمل می پوشانم.با تشکر.صدفی

  3. m.h.ehsany می‌گه:

    با سلام توفیق حاصل شد تا از سایت حضرتعالی بازدید نمایم. خدمت بزرگی به هموطنان شهمیرزادی است.امیدوارم موفق باشید.
    احسانی دبیر جغرافیا

    • alirezasadafi می‌گه:

      سلام ، از توجه و لطف شما سپاسگزارم. امیدوارم در این رابطه ما را راهنما باشید و از کم و کیف کار ما را آگاه سازید.

      • alirezasadafi می‌گه:

        با ادب و احترام:
        از اینکه مطالب سایت مورد مطالعه شما قرار گرفت سپاسگزارم.
        باید خدمت شما عرض کنم که عرض رشته کوه البرز در شمال استان سمنان در کم عرض ترین قسمت حدود ۴۰تا ۵۰ کیلومتر است و به همین سادگی نمی توان با وقت کم و هزینه کم به چنین عملی فائق آمد تا دره ای ایجاد و هوای مرطوب به این استان برسد.ما را از پیشنهادات خویش بی بهره نگذارید.

  4. PEYMAN LARI می‌گه:

    باسلام.
    جناب آقای صدفی عزیز، استاد گرانقدر سلام. بنده فرزند آقای اسماعیل لاری هستم.از مطالب و نگاشت های علمی و تاریخی و تحلیلی و جمع آوری مطالب مفیدتون واقعا شگفت زده شدم.از اینکه میبینم تمامی شهمیرزادی های عزیز در حال توسعه و گسترش فعالیت خودشون در زمینه شهمیرزاد شناسی هستند بسیار امیدوار و خوشحالم.با کسب اجازه از محضر جنابعالی و پدرم و با ذکر منبع مطالب من جمله سایت شما بزرگوار مطالب سایت شما رو به اشتراک خواهم گذاشت.
    ضمنا در جهت همکاری در وب سایت انتخاب شما شهمیرزاد و فعالیت این شرکت که با هدف معرفی شهمیرزاد و کمک به شهمیرزاد شناسی و ایجاد فرصت شغلی به تازگی تاسیس و ثبت کرده ، علاوه بر اشتراک گذاری لینک سایت شما بزرگوار ، احیانا و در صورت تمایل جنابعالی و سایر شهمیرزادی های محترم آمادگی هر گونه همکاری و همیاری در زمینه های مذکور توسط انتخاب شما شهمیرزاد وجود خواهد داشت.
    در صورت امکان پاسخ خود را به ایمیل شخصی ارسال فرمائید
    بسیار ممنون و متشکر.

    • alirezasadafi می‌گه:

      سلام ، با ادب و احترام :
      از توجه و مطالعه مطالب سایت بسیار سپاسگزارم.بنده آماده هر گونه همکاری با شما هستم.از پیشنهادات شما استقبال می کنم.

Leave a Reply

Powered by WordPress | Designed by: free wp themes | Thanks to hostgator coupon code and cheap hosting